تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نباشم به شراكت من قمار نبازد . و در حبيب السّير « 1 » آورده كه نخستين كسى كه وزارت سلطان محمود كرد ، ابو العبّاس فضل « 2 » بن احمد اسفراينى 148 بود و در اوايل حال به كتابت فايق ، كه در سلك امراى سلاطين سامانى انتظام داشت ، قيام مىنمود . چون آفتاب اقبال فايق به سرحدّ زوال رسيد ، خود را به ملازمت امير ناصر الدّين سبكتگين « 3 » رسانيده بر مسند وزارت نشست و پس از فوت سبكتگين ، سلطان محمود نيز آن منصب را به وى مسلّم داشت و جمال حال ابو العبّاس چون از حيلهء فضل و تبحّر در لغت عرب عارى بود ، مناشير و فرامين و احكام سلطان را كه به عربى مىنوشتند ، بفرمود كه به فارسى بنويسند ، ليكن خواجهء بزرگوار ، خواجه احمد ميمندى 147 ، باز عربى گردانيد و ابو العبّاس فضل « 4 » در ضبط امور مملكت و سرانجام مهام سپاه و رعيّت يد بيضا مىنمود . چون مدّت ده سال از وزارت او درگذشت ، اختر طالعش از اوج اقبال به حضيض و بال انتقال كرده معزول گشت . و بعضى از مورّخان سبب عزل او را چنين تحرير نموده‌اند كه سلطان محمود را به جمع آوردن غلامان خورشيد عذار ميل تمام بود و فضل بن احمد در اين معنى به مقتضاى الناس على دين ملوكهم « 5 » عمل مىنمود ؛ نوبتى در بعضى از ولايات تركستان خبر غلام پرىپيكر شنيده يكى از معتمدان را بدان صوب گسيل كرد تا آن غلام را خريده در كسوت عورات به غزنين رسانيد . سلطان كيفيّت واقعه را از غمّازى شنيده كس نزد وزير فرستاد و غلام را طلب كرد ، ابو العبّاس زبان انكار گشاده . يمين الدّوله بهانه برانگيخت ، بىخبر به خانهء وى تشريف برد . فضل به لوازم نياز و نثار پرداخت . در آن اثنا آن غلام مشترى سيما به نظرش درآمده محمود آغاز عربده كرده به اخذ و نهب وزير فرمان داد . و مقارن آن حال ، رايات ظفرآمال به جانب هندوستان
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، 2 / 375 . ( 2 ) . پت : « فضل » ندارد . ( 3 ) . پت : امير سبكتگين . ( 4 ) . پت : « فضل » ندارد . ( 5 ) . مردمان بر دين پادشاهان خودند ( خزينة الامثال ، 195 ) .