تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
و الاسلام و امير مسعود را شهاب الدّوله و جمال الملّه و امير محمّد را جلال الدّوله و جمال الملّة و امير يوسف را عضد الدّوله و مؤيّد الملّه [ خواند ] « 1 » و نوشت كه هركه را تو وليعهد خود گردانى ما نيز آن كس را قبول داريم و اين نامه در بلخ به سلطان رسيد « 2 » . و همين سال به عزيمت مالش دادن جتان « 3 » كه در كنار درياى كوه جود 140 واقع شده بودند و در وقت مراجعت از سومنات به لشكر سلطان بىادبىها كرده انواع آزار رسانيده [ 52 ] بودند ، لشكر عظيم به جانب ملتان كشيد و چون به ملتان رسيد فرمود تا هزار و چهار صد كشتى ساختند و بر هركشتى سه شاخ آهنين در كمال قوّت و حدّت مضبوط كردند . يكى بر پيشانى كشتى و دوى ديگر بر دو پهلوى او ، چنانچه هرچه مقابل اين شاخ‌ها آمدى خرد بشكستى و اين همه كشتىها را در آب انداخته در هر كشتى بيست نفر با تير و كمان و قاروره و نفت بنشستند و روى به استيصال جتان آوردند . جتان خبردار شده اهل‌وعيال خود به جزيره‌ها فرستاده و خود با جريده در مقابل نشستند و چهار هزار و به روايتى هشت هزار كشتى در دريا انداخته و در هركشتى جمعى را مسلّح درآورده به مقابله و مقاتله شتافتند . چون طرفين به هم رسيدند جنگ عظيم درپيوست . هركشتى كه مقابل كشتى سلطان آمدى چون به شاخ كشتى رسيدى شكستى و غرق شدى تا همهء جتان غرق شدند و بقيّه كه ماندند علف تيغ گشتند . و لشكر سلطان بر سر عيال ايشان رفته همه را اسير ساختند . سلطان مظفّر و منصور به غزنين مراجعت كرد « 4 » . و در سنهء ثمان عشر و اربعمائه [ 418 / 28 - 1027 م ] سلطان محمود ، امير طوس ابو الحرب ارسلان را نامزد باورد 141 و نسا 142 گردانيد تا رفته تركمانان سلجوقى را كه از آب آمويه 143 گذشته در آن حدود فساد مىنمودند استيصال نمايد . امير طوس بعد از
هامش
( 1 ) . پ . ش . پت . س : ندارد . از ن ، 1 / 35 تكميل شد . ر ك : طبقات اكبرى ، 1 / 17 . ( 2 ) . ر ك : زين الاخبار ، ص 191 . ( 3 ) .Jatan( 4 ) . گرديزى اين وقايع را به سال ثمان عشر و اربعمائه ( 418 ق ) ثبت كرده است ( زين الاخبار ، ص 191 ) .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 123 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى