قلعه و شكستن سومنات ، راجه بيرمديو از بلدهء نهرواله ، كه پايتخت مملكت گجرات بود ، گريخته در قلعهء گندهبه « 1 » 138 متحصّن شد و از سومنات تا آن قلعه از راه خشكى چهل فرسخ است . يمين الدّوله چون به دولت و سعادت به حدود آن قلعه رسيد ديد كه آبى بس عظيم دور « 2 » قلعه را احاطه نموده و ظاهرا « 3 » از هيچ طرف ممرّ عبور نيست . غوّاصّان اردوى ظفر قرين به فرمودهء سلطان ، عمق آب هرچند به خاطر مىآوردند راه به جايى نمىبردند تا آنكه جمعى از غوّاصّان آنجا به دست افتادند . ايشان گفتند كه از فلانجا عبور ممكن است ، امّا در زمان گذشتن اگر آب در تموّج آيد همه هلاك مىشويد . يمين الدّوله بعد از استخاره به قرآن ، توكّل به عنايت ايزدى كرده با امرا و سپاه اسب در آب راند و به سلامت به ساحل رسيده عازم تسخير قلعه گرديد . بيرمديو سلامت نفس را بهترين امور دانسته از سر عرض و ناموس و مال درگذشت و جريده در لباس مجهولان از قلعه برآمده به گوشهاى گريخت . جوانان و بهادران داخل قلعه گشته كفّار متهوّر را به قتل رسانيدند « 4 » .
[ گريختن راجه بيرمديو و تصرّف اموال و جواهر او ] « 5 »
[ اهالى اسلام بعد از فتح ] « 6 » زنان و اطفال ايشان را اسير كردند و اموال و جواهر راجه را برآورده به خزانهء عامره ، كه هميشه
هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
« 7 » مىگفت ، سپردند .
سلطان محمود مظفّر و منصور به نهرواله شتافت و چون آن مملكت را در هوا و صفا و جوانان حورصفت و مرغزارهاى دلكش و آبهاى روان و امتعهء فراوان ، بهترين ديار هندوستان يافت ، عازم آن گرديد كه چند سال در آنجا مقيم گردد و بلكه
هامش
( 1 ) .Gandhabaپ : كنديه . پت : كندمه . تاريخ الفى ، 3 / 2101 : قلعهء كندم و كندميه . گندهبه .
( 2 ) . ش : « دور » ندارد .
( 3 ) . ش : ظاهرا و باطنا .
( 4 ) . ر ك : تاريخ الفى ، 3 / 2101 .
( 5 ) . پ : عنوان ندارد ، از ش افزوده شد . پت : ذكر تجسس راجه بيرمديو و تصرّف اموال و جواهر .
( 6 ) . پ . ش : ندارد ، از پت آورده شد .
( 7 ) . قاف ( 50 ) آيهء 30 : آيا زيادتى هست .