براهمه به عرض مقرّبان رسانيدند كه اگر پادشاه اين بت را بگذارد و نشكند ، ما چندين كرور زر به خزانهء عامره و اصل مىسازيم . اركان دولت اين معنى را به سمع سلطان رسانيدند كه « از شكستن اين سنگ رسم بتپرستى از اين ديار دور نخواهد شد و نفعى نخواهد داد ، اگر اين مبلغ از كفّار گرفته به مستحقّان و مسلمانان عايد سازند انسب مىنمايد . » سلطان جواب داد كه « آنچه مىگوييد راست است و [ 47 ] مقرون به صواب ، امّا اگر من اين كار بكنم مرا محمود بتفروش خواهند گفت و اگر بشكنم محمود بتشكن . خوشتر آنكه در دنيا و آخرت مرا محمود بتشكن خوانند نه محمود بتفروش . » و نتيجهء حسن عقيدت در ساعت و اصل روزگار سلطان محمود شد ، چه وقتى كه سومنات را شكستند از درون شكم او كه مجوّف ساخته بودند آن مقدار جواهر نفيسه و لآلى شاهوار بيرون آمد كه صدهزار بر آنچه برهمنان مىدادند بود . و در حبيب السير « 1 » مسطور است كه سومنات به اتّفاق ارباب تاريخ نام بتى است كه هنديان آن را اعظم اصنام مىدانند و ليكن از سخن شيخ فريد الدّين عطّار - قدّس سرّه - خلاف اين معنى مستفاد مىگردد از آنجا كه مىفرمايد :
بيت
لشكر محمود اندر سومنات * يافته آن بت كه نامش بود نات
از اين بيت معلوم مىشود كه سومنات نام بتخانهاى است و نام آن بت كه در او نصب بود نات است و مسودّ اين اوراق مرقوم خامهء تحقيق مىگرداند كه آنچه مورّخين سلف - رحمهم اللّه - بيان فرمودهاند مقرون به صواب است و آنچه شيخ عطّار گفته نيز مخالفت با آن ندارد « 2 » .
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، 2 / 382 .
( 2 ) . پت : از « بيت . . . تا . . . مخالفت با آن ندارد » ندارد . ر ك : تاريخ الفى ، 3 / 2098 ؛ و سعدى گويد :بتى ديدم از عاج از سومنات * به وصفى كه در جاهليّت منات