تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

تحقيق در لفظ سومنات « 1 »

كه اين لفظ مركّب است از « سوم » و « نات » . سوم نام پادشاهى است كه اين بت را ساخته و نات اسم آن بت بود . پس هردو لفظ از كثرت استعمال مانند بعلبك يكى شده و علم بت گرديده ، بلكه علم آن بتخانه و علم آن بلده نيز گشته است . پس اگر سومنات را نام آن بت دانند و يا نات را تنها اسم آن بت شمارند هردو درست باشد . و اصل معنى « نات » به زبان هندى به معنى بزرگ است « 2 » و لفظ جگنات ، كه در لغت هندى مستعمل مىشود ، نيز از اين قسم است چه كه « جگ » به معنى خلايق است و « نات » به معنى صاحب خلايق و ، بالفعل ، در محاورات اكثر به طريق علم استعمال مىكنند و معنى لغوى ملحوظ نيست و در بتخانهء سومنات شب‌ها و روزهايى كه خسوف و كسوف مىشد زياده از دويست سيصدهزار آدمى جمع مىگشتند و از اقصى ممالك نذورات بدان‌جا مىآوردند و جميع قرايايى كه حكّام هندوستان وقف سومنات كرده بودند قريب دو هزار مىشدند هميشه بيش از هزار برهمن عبادت سومنات مىكردند و هرشب سومنات را به آب تازهء گنگ غسل مىدادند . با وجود آنكه مسافت ميانهء سومنات و نهر گنگ زياده از ششصد كروه بود . « 3 » زنجيرى از طلا به وزن دويست من كه جرس‌ها بر اطراف آن بود از گوشهء آن كنيسه آويخته بودند و در ساعت معيّن آن را حركت مىدادند تا از صداى آن براهمه را معلوم شود كه وقت عبادت است . پانصد كنيز مغنيّهء رقّاص و سيصد مرد سازنده ملازمت آن بتخانه مىنمودند . و ما يحتاج ايشان را از نذورات و موقوفات مرتّب و مهيّا مىساختند . و سيصد كس از براى سرتراشى و ريش‌تراشى « 4 » زايران آنجا معيّن بودند . و اكثر راجه‌هاى هندوستان دختران خود را نذر خدمت سومنات كرده به آن
هامش
( 1 ) . پ . پت . س : عنوان ندارد ، از ش افزوده شد . ( 2 ) . ماللهند ، ص 429 : سومنات از دو لفظ « سوم » به معنى ماه و « نات » به معنى صاحب تشكيل يافته و ، بدين ترتيب ، سومنات در معنى « خداوندگار ماه » و « صاحب قمر » محسوب مىشد . ( 3 ) . پ : خواهد بود . ( 4 ) . پ : « ريش‌تراشى » ندارد .