به آواز بلند تكبير گفتند . هنديان بار ديگر اتّفاق كرده آغاز محاربه نمودند و آن روز از وقتى كه خسرو ظلمتزداى بر حصار فيروزهفام گردون برآمده تا زمانى كه عروس چهرگان كواكب در شبستان آسمان به جلوهگرى درآمدند ، بين الجانبين حرب قايم بود و چون ظلمت ليل از رؤيت اشباح مانع گشت ، عساكر اسلام مراجعت كردند . و روز ديگر باز بر سركار رفته به نوك پيكان جانستان هندوان را از بالاى باره آواره گردانيدند و به طريق روز سابق نردبانها نهاده از اطراف و جوانب بر قلعه هجوم آوردند .
جنگ رايان سومنات « 1 »
و كفّار فوجفوج گشته و سومنات را در بغل گرفته گريان [ 46 ] و بريان وداع مىكردند و جگنات جگنات « 2 » گفته چندان تلاش مىكردند كه كشته مىشدند . و روز سوّم لشكر هند كه در اطراف و جوانب قلعه و بتخانه بودند ، آنها نيز از جانب بيرون به قصد امداد طرح جنگ انداخته صفها كشيدند . سلطان محمود جمعى را به محاصره بازداشته به مدافعهء آن جماعت پرداخت . و پس فريقين ، به جدّ و جهد مالاكلام « 3 » ، ميدان رزم را از آتش كين و غضب چنان برافروختند كه آتش از گرمى او كناره جسته زمانه را دل از مشاهدهء احوال مردم كارزار بسوخت و از رسيدن امراى بيرمديو و دابشليم « 4 » پىدرپى توهّم آن بود كه چشمزخمى و ضعفى در لشكر اسلام پديد آيد . سلطان محمود مضطرب گشته به گوشهاى فرود آمد و خرقهء شيخ ابو الحسن خرقانى - قدّس سرّه - به دست گرفته روى نياز بر خاك نهاد و ، از روى اخلاص ، فتح و ظفر [ از درگاه ايزدى ] « 5 » مسئلت نموده به ميان افواج درآمد و حمله بر
هامش
( 1 ) . ش : عنوان ندارد .
( 2 ) . ش . پت . م ، 1 / 55 . ن ، 1 / 32 : جنگ جنگ . س : « جگنات جگنات » ندارد .
( 3 ) . ش : تمام . پت : الكلام .
( 4 ) . پت : بيرم ديو داپشليم .
( 5 ) . پ . پت : ندارد ، از ش آورده شد .