علف در پيش بود ، حكم فرمود كه هركس چند روزه آب و عليق « 1 » بار كند و سلطان از راه احتياط خارج آنچه مردم برداشته بودند بيست هزار شتر خاصّه را آب و عليق « 2 » بار كرده از ملتان پيش افتاد و چون از آن بيابان خونخوار بگذشت به قلعه و شهر اجمير « 3 » رسيد . از آنكه راى آنجا از سر راه كناره كرده بود ، سپاه سلطان ، حسب الحكم ، به مراسم قتل و غارت شهر پرداختند . و چون وجههء همّت ، شكستن سومنات بود ، به گرفتن قلعهء اجمير مقيّد ناشده به طىّ مسافت مشغول گرديدند . و در آن اثنا چند قلعه ديدند كه مشحون بود از مردان خنجرگذار و مملوّ بود از آلات و ادوات پيكار ، امّا حضرت پروردگار رعب و هراس چنان در دل ايشان انداخت كه بىاستعمال سيف و سنان در مقام اطاعت شده اموال آن قلاع تسليم يمين الدّوله گرديد . و بعد از آن به نهرواله « 4 » ، كه پتن « 5 » گجرات باشد ، رسيد و چون شهر را خالى ديده بفرمود تا از آنجا نيز علف برداشتند و به تعجيل رانده به سومنات رسيدند و در كنارهء دريا قلعهاى ديدند كه سر به فلك اطلس كشيده و آب دريا به فصيل آن رسيده و كفّار بىشمار بر سر ديوار قلعه برآمده مسلمانان را نظاره مىكردند و به آواز بلند مىگفتند كه معبود ما سومنات شما را اينجا آورده كه همه را به يكبار هلاك گرداند و انتقام جميع اصنام كه در هندوستان شكستهايد بكشد .
نظم
روز ديگر كاين جهان پرغرور * يافت از سرچشمهء خورشيد نور
لشكر جلادت آيين اسلام به حكم داراى سپهر احتشام به پاى قلعه رفته به جنگ قيام نمودند « 6 » و هندوان چون جلادت و شجاعت ايشان مشاهده كردند لاجرم سر ديوار قلعه را از ترس تيراندازان گذاشته به بتخانه ، كه راه او از درون قلعه بود ، رفته از سومنات استمداد نمودند . و مسلمانان نردبانها [ نهاده ] « 7 » بالاى باره صعود كردند و
هامش
( 1 ) . پ : علف .
( 2 ) . پ : علف .
( 3 ) . تاريخ الفى ، 3 / 2098 : جلمير .
( 4 ) . الكامل ، 16 / 59 : انهلواره .
( 5 ) . پت : نهرواله كه پتن واله گجرات .
( 6 ) . ش : مشغول گشتند .
( 7 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .