و در همان سال كه خمس عشر و اربعمائه [ 415 / 1024 م ] باشد به عرض وى رسانيدند كه اهل هند مىگويند كه ارواح بعد از مفارقت از ابدان به خدمت سومنات 136 مىآيند و او هريكى از آن ارواح را به بدنى كه لايق مىداند حواله مىنمايد ، به طريق تناسخ . و ، همچنين ، معتقد ايشان در حقّ سومنات آن است كه مدّ و جزر دريا از براى عبادت اوست و براهمه مىگويند كه چون سومنات از آن بتها ، كه سلطان محمود شكسته است ، رنجيده بود ، حمايت ايشان نكرد ، و الّا ، در يك چشم زدن ، هركه را مىخواهد هلاك مىتواند ساخت « 1 » . ديگر عقيدهء ايشان آن است كه سومنات پادشاه است و باقى بتان بوّاب و حجّاب او . پس سلطان ارادهء فتح سومنات و قصد قتل بتپرستان نكوهيده صفات كرده در عاشر شعبان با لشكر خاصّه و سى هزار سوار مطوّعه ، كه بىمرسوم و مواجب از ولايت تركستان و غيره آمده در اردوى ظفر قرين او حاضر مىبودند ، از غزنين روانهء سومنات « 2 » گرديد . و آن شهرى است بزرگ بر ساحل درياى عمان و معبد براهمه و ساير كفّار [ 45 ] است و سومنات در آنجا بود و در اين وقت در تحت بندر ديو است و كفّار فرنگ متصرّفاند .
و در تواريخ نوشته شده كه در زمان ختمىپناه - صلواة اللّه عليه « 3 » - بت بزرگ را ، كه سومنات نام داشت ، از خانهء كعبه برآورده به آنجا آورده و به نام او آن شهر بنا كردهاند ، امّا از كتب متقدّمين براهمه ، كه پيش از ظهور اسلام به چندين هزار سال نوشته شده ، مستفاد مىگردد كه نه چنين است و اين بت از زمان كشن ، كه چهار هزار سال است مىشود ، معبود براهمه است و به قول براهمه ، كشن آنجا غيبت كرده .
القصّه ، سلطان در منتصف « 4 » رمضان به بلدهء ملتان رسيد « 5 » چون بيابان بىآب و
هامش
( 1 ) . ر ك : تاريخ الفى ، 3 / 2098 .
( 2 ) .Somnath( 3 ) . ش : « صلواة اللّه عليه » ندارد . پت : صلى الله عليه و آله و سلّم .
( 4 ) . پت . م ، 1 / 54 . ن ، 1 / 32 : نصف .
( 5 ) . رمضان 415 برابر اكتبر 1024 . در طبقات اكبرى ، 1 / 16 : چون سلطان به شهر نهرواله پتن رسيد .