شكستند ، سنگى منقور و منقوش از آنجا بيرون آمد كه از آن معلوم مىشد كه « 1 » بناى آن چهل هزار سال شده ؛ سلطان بدانجا رفته قلعه ساخت و على بن قدرجوق را كوتوال حصار كرده برگشت . « 2 »
تسخير بلدهء لاهور « 3 »
و در سنهء اثنى عشر و اربعمائه [ 412 / 1021 م ] قصد كشمير فرمود و لوهكوت « 4 » را محاصره كرده مدّت يك ماه اوقات صرف آن نمود و چون استحكام آن بيش از بيش بود ، دست به تسخير آن نرسيده از آنجا برآمد و به لاهور رسيده فروكش كرده « 5 » لشكر به اطراف و جوانب ، جهت تاخت و تاراج ، پراگنده ساخت و غنيمتى از حدّوحصر افزون به تصرّف درآورد . و در اين كرّت چون نيروجيپال ضعيف و زبون شده به راى اجمير پناه برد . سلطان بلدهء لاهور را قابض گشته و به يكى از امراى معتمد سپرد و بسيارى از ولايات پنجاب نيز به عمّال [ 44 ] امين صاحب تدبير تفويض فرموده از تاخت و تاراج به ملكگيرى درآمد و لشكر ظفراثر در آن ديار گذاشته و خطبهء آن ممالك به نام خود كرده و اوّل بهار به غزنين رفت .
و در سنهء ثلث عشر و اربعمائه [ 413 / 1023 ] از راه لاهور باز قصد ولايت نندا كرده چون به قلعهء گواليار رسيد ، طمع در آن نموده محاصره فرمود و بعد از چهار روز راجهء آن حصار به وسيلهء رسولان چربزبان سى و پنج زنجير فيل داد و صلح كرد و سلطان به كالنجر ، كه مسكن نندا بود ، رفته در ميان گرفت . نندا سيصد فيل قبول كرده طالب صلح شد . و چون سلطان قبول آن معنى فرمود ، جهت امتحان سيصد فيل
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 53 . ن ، 1 / 31 : به اعتقاد هنود .
( 2 ) . زين الاخبار ، ص 185 : و اين فتح نور و قيرات اندر سنهء احدى عشر و اربعمائه بود . روضة الصّفا ، 6 / 2917 : در شهور سنهء اربعمائه .
( 3 ) . پ : عنوان ندارد . ش : « حفظها اللّه اهلها عن آلافات و الفتور » اضافه دارد .
( 4 ) . پ : كوه كرت .
( 5 ) . ش : فروگرفت .