تمام اسباب به جاى خود گذاشت و راه فرار پيش گرفت .
روز ديگر سلطان بر آن مطّلع شده سوار شد و نخست كمينگاهها را به خاطر آورده و خاطر از غدر و مكر كفّار جمع كرده ، دست به غارت دراز نمود و عالم عالم و جهان جهان غنيمت به دست سپاه اسلام درآمد . و در همان نواحى در بيشهاى پانصد و هشتاد زنجير فيل نندا يافتند و چون خاطر از ممرّ ولايات عقب ، يعنى پنجاب و غيره جمع نبود در اين سال به همين اكتفا كرده به غزنين برگشت .
فتح ولايات قيرات و ناردين « 1 »
و در همين ايّام خبر رسيد كه مردم قيرات و ناردين « 2 » ، كه از ممالك سرحدّ هندوستان است ، قلّادهء مسلمانى در گردن نينداخته و سر از اطاعت و انقياد شرع محمّدى « 3 » پيچيده بيشتر بتپرستاند . سلطان لشكر جمع آورده و از قسم آهنگر و سنگتراش « 4 » جمعى كثير همراه گرفته رو به آن ديار نهاد و نخست قصد قيرات كرده مسخّر ساخت . و ظاهرا قيرات جايى است سردسير ما بين هند و ولايت تركستان ، ميوهء بسيار دارد و چون حاكم آنجا اطاعت كرده مع متوطّنان آن ديار اسلام آورد ، سلطان حاجب على بن ايل ارسلان را به تسخير ناردين فرستاد و او رفته آنجا را مفتوح گردانيد برده و اموال بىشمار به دست افتاد و بتخانهء بزرگ كه در آنجا بود
هامش
( 1 ) . روضة الصّفا ، 6 / 2917 : « نارين » ؛ غضايرى رازى در قصيدهء مطوّلى با مطلع :اگر كمال به جاه اندر است و جاه به مال * مرا ببين كه ببينى كمال را به كمال« ناراين » آورده است :دو بدره زر بگرفتم به فتح ناراين * به فتح روميه صد بدره گيرم و خرطان( به نقل از ديوان عنصرى ، ص 161 و 166 ) .
( 2 ) . زين الاخبار ، ص 185 ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 14 : قيرات و نور .
( 3 ) . پت : شرع محمدى صلى الله عليه و آله و سلّم .
( 4 ) . پت : آهنگران ، درودگران و سنگتراشان .