اعراب و قرامطه و ضعف خلفاى عبّاسى از احراز مثوبات حجّ محروماند .
يمين الدّوله « 1 » ملتمس ايشان اجابت نموده ابو محمّد ناصحى را ، كه قاضى القضاة ممالك محروسه بود ، امير حاج ساخت و سى هزار دينار زر سرخ براى اعرابى كه در سر راه قافله بودند به وى سپرده روانهء بيت الحرام گردانيد . مردم بسيار ، از اعيان و اشراف و اصاغر و اكابر ، همراه او شدند و بعد از طىّ منازل و مراحل به باديه درآمده به موضعى رسيدند كه آن را فيد « 2 » گويند . اعراب سر راه گرفته به طريق معتاد مانع آمدند . قاضى ابو محمّد ناصحى در مقام مصالحه آمده مبلغ پنج هزار دينار جهت ايشان فرستاد كه از سر راه برخيزند . بزرگ اعراب ، كه او را حماد بن على « 3 » گفتندى ، اعراضى شده ، لشكر خود را مستعدّ نهب و غارت قافله گردانيد . اتّفاقا ، در اين اثنا ، غلام ترك يكى از مردم قافله كه در تيراندازى صاحب قدرت بود ، تيرى به جانب حماد انداخت . قضا را به سرش رسيده در ساعت از مركب فرود افتاد و اعراب بىتوقّف جسد او را برداشته روبه گريز نهادند . قاضى ابو محمّد از روى فراغت خاطر در آن سال مناسك حج ادا نموده ، سالما غانما ، مراجعت نمود . الحمد على ذلك للملك المعبود « 4 » .
[ لشكركشى به ولايت نندا ] « 5 »
و در همين سال ، يعنى اثنى عشر و اربعمائه [ 412 / 1021 م ] شنيد كه كفّار
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 52 . ن ، 1 / 31 : سلطانى .
( 2 ) . پ : افتد . ش : افند . پت : افته . م ، همانجا . ن ، همانجا : قيد . الكامل ، 16 / 44 : فيد ؛ تاريخ الفى ، 3 / 2082 : فند . ترجمهء انگليسى ، 1 / 37 :Keid.
( 3 ) . الكامل ، 16 / 44 : و در مقدمهء اعراب مردى بود كه به او حجار بن عدى مىگفتند از قبيلهء بنى بنهان .
( 4 ) . ر ك : تاريخ الفى ؛ 3 / 2082 ؛ الكامل ، 16 / 44 . م ، همانجا . ن ، همانجا : الحمد لله الملك المعبود على ذالك .
( 5 ) . نسخهها : عنوان ندارد .