دولت به بناى مساجد و مدارس و رباطات و خوانق مبادرت نموده در اندك فرصت آن مقدار عمارات عاليه و ابواب البرّ « 1 » به هم رسيد كه از حيّز شمار بيرون گشت .
و از جمله چيزهاى نفيس كه يمين الدّوله اين نوبت از ولايت هندوستان به دست آورد ، مرغى بر هيئت قمرى كه هرگاه طعام زهرآلود در مجلس حاضر مىشد آن مرغ اضطراب [ مىكرد ] « 2 » و بىاختيار آب از چشمش روان مىگشت . او را با تحف و هداياى ديگر جهت القادر باللّه به بغداد فرستاد . ديگر سنگى در مملكت هندوستان يافته بود كه هرچند كسى را زخم عظيم مىرسيد به مجرّد آنكه آن سنگ را به آب ساييده بر آن زخم مىماليدند نيك مىشد .
و يمين الدّوله « 3 » در سنهء عشر و اربعمائه [ 410 / 1019 م ] فتحنامهاى كه مشتمل بود بر جميع فتوحاتى كه آن را در ولايت هندوستان روى نموده بود به بغداد فرستاد . و خليفه القادر باللّه عبّاسى آنروز مجلسى عظيم ساخته فرمود تا آن فتحنامه بر رئوس منابر [ 42 ] پيش خلايق به آواز بلند بخواندند و مردم به واسطهء اعلاى معالم اسلام و انهدام اساس كفر و ظلام شكرها كرده و زبان به ستايش يمين الدّوله گشاده نصرت و ظفر او از حقّ ، سبحانه و تعالى ، مسئلت نمودند . و آن روز در بغداد آنچنان سرور و خوشحالى انتشار يافت كه گويا يكى از عيدهاى مقرّر اسلام است و اين معنى گنجايش داشت كه « 4 » آنچه صحابهء كرام در بلاد عرب و عجم و روم به جاى آوردند ، سلطان محمود در بلاد هندوستان به ظهور رسانيده دنيا و آخرت خود را معمور گردانيد .
و در سنهء اثنى عشر و اربعمائه [ 412 / 1021 م ] جماعتى كثير از علما و صلحا و اهل اسلام متّفق شده به عرض امين الدّوله « 5 » رسانيدند كه سلطان هرسال از براى ثواب به ولايت هندوستان مىرود و در آنجا آثار اسلام ظاهر مىسازد ، اينك مدّتى است كه از دست اعراب و قرامطه راه بيت الحرام مسدود مانده و مسلمانان از ترس
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 51 . ن ، 1 / 30 : « ابواب البرّ » ندارد .
( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : سلطان .
( 4 ) . ش : چه كه .
( 5 ) . ش : امين المله .