خود را با اولاد و اتباع برداشته به كوههاى آن ديار پناه برد و سلطان محمود بقيّهء اموال « 1 » آن قلعه را به حوزهء تصرّف آورده و غلّهء بسيار كه در آنجا بود ، بر سپاه قسمت كرده ، عازم مسكن چندرراى ، كه كافر خودرأى بود ، گشت . او نيز شيوهء چندپال مسلوك داشته با اموال و اسباب و اتباع و اشياع به كوهستان گريخت .
گويند چندرراى فيلى داشت به غايت قوىهيكل و نامدار ، چنان كه در تمام هندوستان به آن مثل مىزدند . و سلطان چندين مرتبه خواهان او گشته به بهاى گران خريدارى كرد و ميسّر نشد . و در آن وقت شبى بىفيلبان از اردوى چندرراى گريخته قريب سراپردهء سلطان آمد . سلطان او را به دست آورده خوشحالى فرمود و خداداد نام نهاد « 2 » . چون به غزنين رسيد ، غنايم سفر قنّوج را شمار كردند ، بيست و نه بار « 3 » هزارهزار درم آمد و پنجاه و سه هزار برده و سيصد و پنجاه فيل و ديگر نفايس خارج اين بود .
امين الملّة « 4 » چون به فتح و فيروزى از اين سفر مراجعت نمود ، بفرمود تا در غزنين مسجد جامع بزرگ بنياد نهادند و اصل عمارت مسجد از سنگ مرمر و رخام مربع و مسدّس و مثمّن و مدوّر برآوردند ؛ به طرزى كه بينندگان از متانت و طرّاحى آن متحيّر شدند و بعد از اتمام عمارت به موجب حكم به نوعى آن را به انواع زينت و فروش و قناديل مزيّن ساختند كه ظرفاى وقت « 5 » آن مسجد را عروس فلك مىگفتند .
و در جوار آن مسجد مدرسهاى بنياد نهاده و به نفايس كتب « 6 » و غرايب نسخ موشّح گردانيده ، دهات بسيار بر مسجد و مدرسه وقف فرمود . چون يمين الدّوله را ميل به بناى مسجد و مدرسه شد به مقتضاى النّاس على دين ملوكهم « 7 » هريكى از امرا و اعيان
هامش
( 1 ) . ش : بقية السيف .
( 2 ) . ر ك : زين الاخبار ، ص 183 ؛ تاريخ يمينى ، ص 311 ؛ تاريخ الفى ، 3 / 2068 : يمين الدّوله آن فيلان را خداى آورده ، مىخواند .
( 3 ) . پت : بيست و اند بار .
( 4 ) . پت : امين الدّوله .
( 5 ) . ش . م ، 1 / 51 . ن ، 1 / 30 : ظرفاى وقتشناس .
( 6 ) . ش : « كتب » ندارد .
( 7 ) . مردمان بر دين پادشاهان خودند . ( خزينة الامثال ، ص 195 )