سلطان ناميه سپاه سبزه و رياحين به فضاى صحرا و بساتين كشيد و از اعتدال هواى ارديبهشت و تبسّم نسيم فروردين قلاع غنچهء طرى مسخّر و مفتوح گرديد ، يمين الدّوله با سپاه خاصّه « 1 » و صدهزار سوار و بيست هزار نفر از مردم مطوّعة الاسلام ، كه از اقصى بلاد تركستان و ماوراء النّهر و خراسان و غيره به نيّت غزا آمده به انتظار عزيمت سلطان مىبودند ، متوجّه بلاد قنّوج شد كه بعد از زمان گشتاسب تا زمان يمين الدّوله دست هيچ بيگانه به ذيل آن ولايت نرسيده بود . و از غزنين تا آنجا سه ماه راه است و از هفت آب هولناك مىبايد گذشت .
القصّه ، چون به حدود كشمير رسيد ، والى كشمير تحف و هداياى لايق پيشكش نموده به عنايات پادشاهانه سرافراز گشت . و حكم شد كه والى كشمير در مقدّمهء لشكر ظفر اثر متوجّه قنّوج گردد . و چون سپاه اسلام بعد از قطع مراحل و منازل به قنّوج رسيد قلعهاى ديدند كه از رفعت سر به فلك كشيده و در متانت و حصانت بىعديل واقع شده والى آنجا كه پادشاهى ذى شوكت بود و كوره « 2 » نام داشت ، از مشاهدهء كثرت سپاه يمين الدّوله و حشمت و تجمّل ايشان حيران و مبهوت گرديده از راه عناد و مخالفت كنار جست و سعادت او را بر اين داشت كه كسان معتبر خود را به خدمت سلطان فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود و از روى طوع و رغبت با فرزندان و اتباع از قلعه پايين آمده به عنايتهاى پادشاهانه خرّم و مسرور گرديد و به روايت حبيب السّير « 3 » اسلام نيز آورد .
و سلطان از آنجا بعد از سه روز متوجّه ميرت « 4 » شد و والى آن قلعه ، هروت نام ، حصار به قوم خويش سپرده خود به گوشهاى رفت و اهل قلعه تاب مقاومت نياورده ، ده هزار درم ، كه دو لك و پنجاه هزار روپيه باشد ، و سى زنجير فيل پيشكش كرده امان يافتند . و سلطان از آنجا به قلعهء مهاون ، كه بر كنار آب جون « 5 » 134 واقع است ،
هامش
( 1 ) . ش : « سپاه خاصه » ندارد .
( 2 ) . زين الاخبار ، ص 183 : « بكوره » ثبت كرده است .
( 3 ) . ر ك : حبيب السير ، 2 / 381 به بعد .
( 4 ) . زين الاخبار ، ص 183 : برنه . طبقات اكبرى ، 1 / 12 : قلعهء پرن .
( 5 ) . جون - جمنا - يمناJamunaياYamuna.