تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
مىنمايند و كشته شدن را در معركهء مسلمانان موجب درجات بزرگ مىدانند هر آيينه در ايقاع جنگ ، شرايط احتياط و لوازم حزم به جاى آورد و اطراف لشكر خندق كند و به جنگ مشغول شد تا در عين حرب از جناحين كفّار دلير درنيايند . پس هزار جوان تيرانداز از لشكر اسلام جدا شده بر سر كفّار تاختند و ايشان را گرم جنگ ساخته به حيله‌هاى سپاهيانه نزديك لشكرگاه آوردند ؛ مسلمانان ، به اتّفاق حسنه ، به دفع ايشان پرداختند و با وجود احتياط سلطان محمود ، سى هزار كفّار كهكر سروپا برهنه هريك حربهء غير مكرّر در دست ، در عين گرمى هنگامهء كارزار ، از دو طرف لشكر از خندق گذشته به ميان سواران افتادند و فدويانه اسب و سوار را به زخم شمشير و خنجر و زوبين از پا درآورده به يك طرفة العين سه چهار هزار كس را شربت شهادت چشانيدند و مشرف بر آن گردانيدند كه سلطان از شرّ پيادگان كهكر از معركه كناره جسته آن روز جنگ را موقوف سازد ناگاه فيلى ، كه آنندپال بر او سوار بود ، از صداى نفط و خدنگ سراسيمه گشته روى به گريز نهاده و لشكر اطراف اين معنى را حمل بر گريز مقدّم ملوك نموده همگى يكباره راه هزيمت پيش گرفتند و عبد اللّه طايى ، با پنج شش هزار لشكر عرب ، و ارسلان جاذب ، با ده هزار لشكر ترك و افغان و خلج ، دو شبانه‌روز تعاقب گريختگان كرده بيست هزار كس ايشان را به قتل رسانيدند و سى زنجير فيل و غنيمت بسيار فراهم آورده به خدمت سلطان پيوستند . و سلطان بعد از اين فتح جهت تقويت دين نبوى عزم غزو كفّار نگركوت و شكستن بتخانهء آنجا نموده روان شد . و در آن عهد آن قلعه به قلعهء بهيم « 1 » موسوم و مشهور بود . سلطان بعد از طىّ مراحل چون به حوالى قلعهء بهيم رسيد به امر محاصره پرداخته از قتل و كشتن ساكنان اطراف و جوانب خود را معاف نداشت و آن قلعه‌اى است كه در عهد راجهء بهيم بر قلّهء كوهى بنا يافته و [ اهل ] « 2 » هند آن را
هامش
( 1 ) . روضة الصفا ، 6 / 2196 : بهيم‌نگر . ( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .