تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
چهارصد هزار درم « 1 » از او گرفته به تكين خازن خود بخشيد و او را حبس فرمود تا در آنجا درگذشت . و آن حضرت در آن وقت عطف عنان گردانيده « 2 » در غزنين بر مسند استراحت تكيه فرمود . و در سال تسع و تسعين و ثلثمائه [ 399 / 1008 م ] به قصد تأديب آنندپال ، كه در حين تسخير ملتان بىادبى از او واقع شده بود ، لشكر از اطراف و جوانب جمع ساخته عازم يورش هندوستان گرديد . و از شنيدن اين خبر دود از نهاد آنندپال برخاسته از رايان هندوستان استمداد نمود . ايشان چون دفع ايذاى مسلمانان را موجب ترقّى درجات مىدانستند « 3 » ، لاجرم ، به قصد ثواب ، جميع راجه‌هاى اطراف حتّى راجهء اجّين و گواليار و كالنجر و قنّوج و دهلى و اجمير در مقام مدد شده فوج فوج لشكر روى به جانب پنجاب نهاد و زياده از آنچه در زمان امير ناصر الدّين به قلم درآمده بود ، اين دفعه عرض لشكر داده به سركردگى آنندپال متوجّه حرب يمين الدّوله شدند و در صحراى پيشاور به سلطان محمود نزديك گشته قريب چهل روز مقابل يكديگر سراپرده و خيمه و خرگاه برپا كرده هيچ‌كدام بر جنگ اقدام نمىنمودند . امّا ، روزبه‌روز ، لشكر كفّار زياده‌تر مىگشت و لحظه به لحظه مدد به ايشان مىرسيد [ 34 ] تا آنكه كفّار كهكر نيز در اين سفر به ايشان پيوسته حشرى عظيم برانگيختند . در حرب مسلمانان به نوعى ساعى گرديدند كه زنان هندو از بيوه و غيره آنچه از زراين در سر و تن داشتند همه را فروخته از جاهاى دوردست پيش شوهران و مردم خود به معسكر آنندپال مىفرستادند تا صرف مصالح سفر كنند . و زمانى كه دسترس نداشتند چرخه ريسيده و مزدورى كرده چيزى به هم رسانيده براى مردم لشكر پيش مىفرستادند كه خرج كنند و در لوازم قتال با مسلمانان تقصير ننمايند . سلطان محمود چون دانست كه هندوان در اين دفعه فدويانه سلوك
هامش
( 1 ) . پت : چهار هزار درم . ( 2 ) . ش : كرده . ( 3 ) . پ . ش : مىدانند .