رو به يكديگر آورده و از صهيل اسبان گوش گردون كر ساختند و از غبار سم مركبان فضاى سپهر را تيره گردانيدند . و چون آتش جدال به باد حمله افروخته شد و به آبيارى شمشير آبدار و سنان شعله كردار خون دلاوران با خاك معركه آميخته گشت ، ايلك خان با فوجى از غلامان خاصّه از صف خود پيش آمده به داروگير مشغول گشت . سلطان محمود شدّت تركان ايلك خان مشاهده كرده از اسب فرود آمد و روى تضرّع و ابتهال بر خاك نهاده از حضرت ذو الجلال « 1 » نصرت مسألت نمود و نذر و صدقات بر خود واجب گردانيده و اعتماد بر كرم نامتناهى الهى كرده بر فيل كوهپيكر مست سوار شد و بر قلب لشكر ايلك خان حمله آورد . اتّفاقا « 2 » ، از عنايات سبحانى اوّل بار فيل سلطان محمود علمدار ايلكخان را به خرطوم پيچيده بر هوا انداخت . بعد از آن روى به صف تركان نهاده خلقى بىشمار را به عرصهء هلاك رسانيد و در اين وقت دليران لشكر سلطان محمود چون ديدند كه سلطان بىهمال همچو فيل مست بر دشمنان حمله آورده است ، بىاختيار به يكدفعه از چپ و راست درآمدند و به ضرب تيغ بىدريغ و طعن سنان جانستان دمار از روزگار تركان برآوردند ، تا آنكه ايلك خان و قدر خان از زندگانى مأيوس گشته به هزار حيله از معركه بيرون رفته ، برقوار روى به گريز نهادند و از جيحون عبور نموده تا اقصاى ممالك [ خود ] « 3 » هيچجا عنان نكشيدند و ديگر خيال تسخير خراسان به خاطر نگذرانيدند « 4 » .
و در تاريخ يمينى « 5 » مسطور است كه ، يمين الدّوله سلطان محمود بعد از هزيمت [ 33 ] ايلك خان عازم تعاقب شد و چون فصل زمستان بود و سرما در آن حدود زياده از آن است كه جمهور لشكر تاب آن داشته باشند ، اكثر امرا به اين معنى راضى
هامش
( 1 ) . ش : پروردگار كارساز ظفر و نصرت .
( 2 ) . پ : اتفاقات .
( 3 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .
( 4 ) . برگرفته از ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 7 - 286 . زين الاخبار ، ص 179 . و اين فتح به روز يكشنبه بود . بيست و دوم ماه ربيع الآخر سنهء و تسعين و ثلثمائه . در تاريخ يمينى ، ص 219 ، الكامل ، 15 / 301 ؛ روضة الصّفا ، 6 / 2915 ، اين فتح به تاريخ 397 ق / 1007 م ثبت شده است .
( 5 ) . اين داستان در تاريخ يمينى نيامده است .