تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بعد از او نبيرهء او ، ابو الفتوح « 1 » داود بن نصير بن شيخ حميد كه از ملاحده بود در اوايل به سنّت پدران عمل نموده خود را در اعداد ملازمان سلطان مىشمرد ، ليكن در آن زمان كه لشكر اسلام به محاصرهء بلدهء بهاطيّه اشتغال داشت از او اداهاى خارج از ادب سر زده ، مصدر اعمال ناشايسته شد و سلطان محمود در آن سال بنابر صلاح وقت اغماض عين نموده هيچ نگفت . و در سال ديگر او را در آن مملكت از جملهء متعرّضه دانسته عازم انتقام گرديد . و به روايت زين الاخبار « 2 » از ملاحظهء آنكه او مطّلع شود به راه مخالف روان شد و آنندپال بن جيپال ، كه بر سر راه بود ، در مقام ممانعت شد و شكست خورده جانب كشمير گريخت و به روايت الفى « 3 » چون ابو الفتوح از شنيدن اين معنى سراسيمه گشته ، آنندپال را بر ارادهء سلطان آگاه گردانيد ، آنندپال همّت بر امداد ابو الفتوح گماشته ، از لاهور به پيشاور شتافت و جمعى از امرا را بر سر راه سلطان فرستاد تا او را از رفتن مانع آيند . سلطان محمود « 4 » آتش غضب برافروخته لشكر را به تخريب بلاد آنندپال و جنگ او امر فرمود . ايشان امراى او را ، كه علم جسارت افراشته بودند ، به تيغ قهر و سياست نواخته سنگ تفرقه در جمعيّت ايشان انداختند و آنندپال بر اين حال آگاهى يافته رو به گريز نهاد و لشكر سلطان به طريق تعاقب چون در حوالى سودره به كنار آب چناب 126 رسيد ، آنندپال هراسان گرديده به كوه‌هاى كشمير گريخت و سلطان محمود تعاقب او ننموده به راه پتهنده « 5 » به جانب ملتان ، كه غرض اصلى او از آن يورش تسخير آن بود ، روان شد . ابو الفتوح چون مشاهده نمود كه مقدّم ملوك هند را چه پيش آمد ، لاجرم صلاح در مقاومت نديده متحصّن گشت و ابواب عجز و زارى گشوده متعهّد شد كه هرسال مبلغ بيست هزار درم سرخ و اصل سازد و اجراى احكام شرعى نموده از مذهب
هامش
( 1 ) . پ . ش . م ، 1 / 42 . ن ، 1 / 24 : ابو الفتح . ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 278 ؛ الكامل ، 16 / 297 ؛ روضة الصّفا ، 6 / 2911 : ابو الفتوح . ( 2 ) . زين الاخبار ، ص 178 . ( 3 ) . در تاريخ الفى از اين مطلب ، در وقايع سال 396 ق ، ذكرى به ميان نيامده است . ( 4 ) . پت . س : « محمود » ندارد . ( 5 ) . پ : تهيده . پت . س : تبهنده .