مطيع ساخته به غزنين آمد و در همان اوان متوجّه هندوستان شده قلعهاى چند بگرفت و بازگشته آنچنان بساط عدل و داد بر بسيط زمين بگسترانيد كه دوستى او در دلهاى خاصّ و عامّ جاى گرفت و ايلكخان ماوراء النّهر را يكباره از آل سامان مستخلص گردانيده فتحنامهاى به سلطان محمود فرستاده او را به استيلاى مملكت خراسان تهنيت گفت .
بنابراين ، ميان هردو پادشاه بناى دوستى و يگانگى استحكام تمام پذيرفت و سلطان محمود نيز ابو الطيّب سهل بن سليمان صعلوكى را ، كه از ائمّهء اهل حديث بود ، به رسم رسالت پيش ايلكخان كه اكثر تركستان در عهد فرخندهاش مسلمان شدهاند ، فرستاده به خطبهء كريمه از كرايم او رغبت نمود و بيش از حدّ و نهايت نفايس جواهر از يواقيت و لعلهاى قيمتى و عقايد درّ و مرجان و بيضههاى عنبر و اوانى سيم و زر مشحون به مشمومات كافور و ديگر تبرّكات ديار هند و درجهاى عود و شمشيرهاى آبدار و پيلان جنگى آراسته به ملابس و مناطق مرصّع ، كه چشم بيننده از لمعات « 1 » آن خيره مىگشت ، و اسبان راهوار ، با زين و افسارهاى زرّين ، مصحوب او گردانيد . و امام ابو الطيّب چون به ديار ، ترك « 2 » رسيد اهالى آن ديار ، حسب الحكم ايلكخان ، در تعظيم و تبجيل او غايت مبالغه به جاى آوردند و ابو الطيّب در اوزكند 123 آن مقدار زمان توقّف نمود كه امر مواصلت به اتمام رسيد و درّ يتيمى كه از براى تحصيل آن به درياى تركستان غوّاصى نموده بود به دست آورده با نفايس و رغايب آن ولايت ، از زر خالص و سيم ناب و كنيزان ختايى و ماهرويان ختنى و قاقم و سمور و اصناف تبرّكات ديگر ، مقضى المرام بازگشته به خدمت سلطان محمود پيوست و به واسطهء اين خدمات پسنديده انواع عواطف شاهانه دربارهء او به ظهور رسيد . و بعد از آن مدّتهاى مديد ميان سلطان محمود و ايلكخان بساط دوستى و يگانگى ممهّد بود تا آنكه به چشمزخم ايّام و سعايت نمّام ، شارع
هامش
( 1 ) . پت : لمعان .
( 2 ) . پت : ابو ترك .