تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
يك را به نوعى استمالت داد و در باب جهاد و غزا تحريص و ترغيب فرموده گفت : صلاح در آن است كه بر سبيل نوبت پانصد مرد كارى روبه كارزار نهند و چون ايشان مانده شوند پانصد ديگر تازه‌زور به مقابلهء « 1 » ايشان پردازند . القصّه ، بنابه فرمودهء امير ناصر الدّين امراى او بر سبيل نوبت با پانصد مرد كارى « 2 » شروع در كارزار كرده به جايى رسانيدند كه باوجود آن كثرت آثار ضعف و درماندگى در بشرهء جيپاليان ظاهر گشت . در اين وقت حاميان حوزهء اسلام به هيئت اجتماعى بر ايشان حمله آورده و خلقى بيرون از شمار از كفّار به‌قتل رسانيدند و بقيّة السيف روبه گريز نهادند . مسلمانان تا كنار آب نيلاب 113 تعاقب نموده اكثر آنها را هلاك ساختند و غنايم بسيار به دست مسلمانان افتاده مملكت لمغان و پيشاور تا كنار آب نيلاب به تصرّف عمّال مسلمانان درآمده و مساجد و شعائر اسلام در آن ولايت رواج يافته خطبه « 3 » وسكّه به نام نامى او خوانده شد . « 4 » بعد از اين فتح ، امير ناصر الدّين يكى از امراى خود را در پيشاور با ده‌هزار « 5 » سوار نگاه داشته و جماعت افغان « 6 » و خلج را ، كه صحرانشين آن‌حدود بودند ، در زمرهء حشم درآورده ، به دولت و سعادت به غزنين توجّه فرمود . در آن اوان « 7 » امير نوح سامانى 114 ، ابو نصر فارسى را پيش امير سبكتگين فرستاد تا قبايح فايق را بر روى ظاهر ساخته به معاونت طلب نمايد . امير سبكتگين چون بر بىسامانى آل‌سامان اطّلاع يافت عرق حميّت او به حركت « 8 » آمده فىالحال طبل كوچ كوفته به جانب ماوراء النّهر نهضت فرمود و امير نوح تا ولايت سرخس به استقبال او شتافت . امير سبكتگين پيش از ملاقات التماس نموده بود كه او را به واسطهء ضعف پيرى « 9 » از اسب فرود آمدن و زمين ادب بوسيدن معاف دارند . امير نوح التماس او را به اجابت مقرون داشته بود ، امّا چون چشم امير سبكتگين بر طلعت امير نوح افتاد هيبت پادشاهى زمام اختيار او چنان از دست
هامش
( 1 ) . ش : به مقاتلهء . ( 2 ) . ش : « با پانصد مرد كارى » ندارد . ( 3 ) . ش : « خطبه » ندارد . ( 4 ) . ش : همايون خوانده شد . ( 5 ) . پت . س : دو هزار در پيشاور . ( 6 ) . پ : افغانان . پت : قوم افغان . ( 7 ) . پ : اوّل . ( 8 ) . پ : تحرك . ( 9 ) . پ : پيرى ضعف .