تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
برهمنان به جانب راست پادشاه مىنشستند و كهتريان جانب چپ و كار ايشان همين بود كه در مهمّات مشكله سخن گويند واحدى الطرفين را ترجيح داده و پسنديده به عرض رسانند . منقول است كه كهتريان چون اصرار جيپال را بر آن منوال ديدند همگى اتّفاق كرده پيش منكوحهء او ، كه زن عاقله بود ، رفتند و گفتند كه ترس و خوف تركان در دل ساكنان اين ديار غالب است و ايشان را طاقت مقاومت با آن جماعت خونخوار نيست هرچند اين معنى را به عبارات مثنى در بندگى راجه معروض مىداريم سودمند نمىافتد اگر تو در اين امر غوررسى نمايى و به راجه بگويى شايد كه اقبال مدد كند و سخن تو بشنود . زوجهء راجه نيز در آن باب سعى و كوشش بسيار نمود و چون ديد كه اثر نمىكند سكوت اختيار نموده رضا به قضا داد « 1 » . امّا سبكتگين چون از اين حال آگاهى يافت آنچنان آتش قهر و غضب در نهاد او متصاعد گشت كه فى الحال در مقام انتقام آمده فرمان داد تا لشكرها به ولايت هندوستان درآمده در كشتن و تاراج كردن و بند كردن سعى تمام مبذول دارند و جيپال بر اين حال وقوف يافته از راجه‌هاى هندوستان استعانت نمود و راجه‌ها مدد او را موجب بقاى دولت خود تصوّر كرده در فرستادن لشكر و خزينه و آلات حرب تقصير نكردند . خصوصا راجهء دهلى و اجمير و كالنجر و قنّوج خلاصهء لشكر خود را با خزانهء خوب روانهء پنجاب ساختند . جيپال صد هزار سوار و پيادهء بيرون از شمار و فيل بسيار در ظلّ رايت خود مجتمع ديده ، روى به ديار اسلام نهاد . امير ناصر الدّين از لشكركشى خبر يافته با دلى قوى متوجّه محاربهء او شد و چون هردو لشكر در حوالى لمغان به هم نزديك [ 22 ] شدند ، امير ناصر الدّين جهت تحقيق كميّت و كيفيّت لشكر جيپال بر كوهى برآمده ملاحظه نمود ديد دريايى است بىپايان و لشكرى چون موروملخ فراوان ، امّا خود را قصّابى مىيافت كه از بسيارى گوسفندان نترسد . پس سران سپاه را طلبيده و هر
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 34 . ن 1 / 20 : « به گفتهء كهترى عمل ننموده و در آن وقت . . . رضا به قضا داد » ندارد .