بست در گوشهاى پنهان بود . سبكتگين از حال او خبر يافته به احضار آن فاضل بلاغت شعار مثال داد و قامت قابليّتش را به خلعت اصناف اعطاف و الطاف آراسته ، صاحب [ منصب ] « 1 » انشا گردانيد و تا ابتداى ايّام دولت سلطان محمود غزنوى متكفّل آن مهم بود و بعد از آن از او رنجيده به تركستان رفت « 2 » .
فتح حصار قصدار « 3 » 112
و چون امير سبكتگين از جانب بست فراغ يافت عنان عزيمت به صوب قصدار تافت و ، به يك ناگاه ، به آن موضع رسيده حاكمش را اسير گردانيد و در سلك نوكران خود منتظم ساخته قصدار به اقطاعش مقرّر داشت و بعد از اين فتح عزم غزاى كفّار هندوستان نموده و در اواخر سال سبع و ستين و ثلثمائه [ 367 / 8 - 977 م ] رو به ديار هند آورده و چند قلعه از هندوستان ، كه هرگز رايات اسلام بدانجا نرسيده بود ، فتح نموده و جابهجا [ 20 ] مساجد بنا نمود و از تاخت و تاراج ، غنايم بسيار به دست آورده مظفّر و منصور به غزنين مراجعت نمود . جيپال بن استپال - كه از ذات براهمه و ولايت از سهرند تا لمغان و از كشمير تا ملتان در حوزهء تصرّف او بود و در آن مدّت جهت دفع مزاحمت حكّام اسلام در قلعهء پتهنده « 4 » 111 - توطّن داشت - از مشاهدهء اين حال كه دست تعرّض مجاهدان اسلام به ساحت ممالك او دراز شده بسيار مضطرب و بىآرام گشت و در چارهء آن كار كه مبادا ملك موروث از دست بيرون رود انديشيده و لشكرهاى خود را جمع نموده با فيلان بسيار رو به ديار اسلام نهاد و امير ناصر الدّين سبكتگين از اين حال خبر يافته او نيز لشكر « 5 » جمع آورده از غزنين جنبش نمود و هردو سردار برابر هم لشكرگاه ساخته در سرحدّ هندوستان يعنى منتهاى
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) . ر ك : ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 26 - 24 .
( 3 ) . پ . پت . س : عنوان ندارد ، از ش آورده شد .
( 4 ) . پتهنده - بتهنده - تبرهنده .
( 5 ) . ش : لشكر جرّار .