مقالهء دوازدهم در بيان وقايع و محاربات و فتوحات دولت همايون
چون در جميع مواد توسل آن حضرت بدرگاه الهيست لهذا هميشه بفتح و فيروزى و ظفر اختصاص يافته از بدايت جلوس سعادت مأنوس الى يومنا هذا ابواب فتوحات بر چهرهء امانى و آمال آن حضرت مفتوح ميگردد و معظم قضايا و محاربات قوى كه آن حضرت را در ايام جهاندارى روى داده و ممالكى كه به زور بازوى همت بحوزهء تسخير كشيده بموجبى است كه در ذيل اين دفتر هر يك در محل خود سمت گزارش مىيابد تيمنا و تبركا اين كتاب بذكر مجملى از آنها اشعار ميرود و بالجمله در آغاز جلوس بر اورنگ سلطنت چون گلشن سراى دولت با خس و خاشاك آميخته از نزاهت و خرمى افتاده بود و بعضى خودرايان بىعاقبت سر از جيب معصيت برآورده لواى تجبر و تكبر افراشته بودند دفع دشمن خانگى را لازم و واجب دانسته از مقر سلطنت بصفاهان و از آنجا بشيراز توجه نموده يعقوب خان ذو القدر را كه در قلعهء اصطخر و يوسفخان را كه در قلعهء كرمان متحصن شده بودند دفع نموده عود فرمودند و همت به تسخير قلعه دولتيار سپاه منصور و دفع آن مخذول طاغى گماشته بعد از فتح و ظفر قلعه را با خاك يكسان و قلعه وجودش را ويران ساختند و بعد از آن چون از خان احمد والى گيلان لاهيجان آثار خلاف بظهور رسيده با پادشاه روم بازگشت نموده بود لشكر بتسخير آن ولايت فرستاده او را از مملكت اخراج نموده آن ولايت را متصرف شده بود ضميمه عرصهء آن ولايت گردانيده كل عرصه گيلانات را از خاشاك ارباب طغيان پاك كردند و قلعهء سندانرا كه امير حمزه خان طالش ولد بايندر خان تصرف نموده دم از استقلال ميزد بحسن تدبير و اصابت ضمير منير تسخير فرموده كمند همت بر كنگره تسخير قلاع سپهر ارتفاع مازندران كه ملك موروث بود و رستمدار كه در ميانه ملوك انقسام يافته هميشه محل شورش و غوغا بود انداخته بنيروى اقبال داخل ممالك محروسه گردانيده مهبط امن و امان ساختند و بجانب لرستان لشكر كشيده شاهويردى خان لر عباسى را كه آثار طغيان و عصيان از او بظهور ميرسيد بدست آورده دود از آن دودمان برآوردند و آنجا ممالك و اطراف مسالك را از خس و خاشاك بيدولتان هر طايفه پاك گردانيده بتدارك اموال خراسان پرداختند و يك دو نوبت كه عبد المؤمن - خان ولد عبد الله خان اوزبك بخراسان آمده متوجه تسخير قلاع نيشابور و اسفراين و غيره گرديد و رايات نصرت آيات بمدافعهء او مىشتافت تاب مقاومت در خود نيافته بمقابله با لشكر منصور درنمىآمد تا آنكه بمقتضاى الامور مرهونته باوقاتها موكب جهانگشاى بدار السلطنهء هرات توجه نموده در پل سالار و رباط پريان بادين محمد خان ولد جانى بيك سلطان خواهرزادهء عبد الله خان بعد از كشته شدن عبد المؤمن خان كه در دار السلطنهء هرات بمسند فرمان دهى تمكن يافته بود مصاف داده مظفر و منصور گشت و دين محمد خان در معركه زخمى گشته بعالم آخرت شتافت و عاقبت ملك خراسان به تصرف اولياى دولت ابدبنيان درآمد و از آنجا عزيمت بصوب استرآباد معطوف داشته