تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
سليمان شأن شاه اسمعيل و اوايل زمان شاه جنت مكان در تصرف قزلباش بود روميه متصرف شدند جنود بغداد با پادشاه روم ياغى شده بتغلب آمده بودند در سنه 1031 لشكر بر سر بغداد كشيده قلعهء دار السلام را بعد از جمع متقلبه بيرون آوردند و عراق عرب را بحيطهء تسخير و تصرف كشيده به زيارت روضات مقدسات حضرت شاهنشاه خطهء نجف و مرقد سيد الشهدا خامس آل عبا و كاظمين عسكريين عليهم السلام مشرف شدند . در اين زمان يكى از بيدولتان گرجى موراو نام كه سالها در خدمت اشرف معزز و محترم بود چون در سنهء سيچقان ئيل سنهء ثلث و ثلثين و الف قرچقاى خان سپهسالار را جهت نظام ضروريه گرجستان فرستادند كه باتفاق بيگلربيگيان و امراء شيروان و قراباغ بخدمات مرجوعه قيام نمايد آن بيدولت را بنا بر آنكه صاحب وقوف به مهمات آن ولايت بود و محل اعتماد ميدانستند همراه كردند . آن بدبخت نمك بحرامى كرده با جمعى از مفسدين گرجى تجمع نموده با قرچقاى خان و امراء غدر نموده در هنگام فرصت على الغفله سپهسالار مذكور و يوسف خان بيگلربيگى شيروان را بقتل آورد و سر از جيب عصيان برآورد و بىاندامى بسيار ازو و آن گروه عاصى در آن سرحد بظهور آمد و بروميان توسل جسته اظهار متابعت پادشاه روم كرد و طهمورث گرجى و عطا بيك كه از نژاد واليان گرجستان مسق و آخسقه بود هر دو از بيم شعلهء تيغ آبدار شاهنشاهى فرار نموده در ميان گرجيان تابع روم بى سر و سامان بسر ميبردند باستظهار موراو مذكور و ترغيب او آمده به او پيوستند بدين جهت فتنه و آشوب در سرحدات پديد آمد روميان كه سلطان عثمان پاشاى خود را كه ميانهء او و حضرت اعلى شاهى مصالحه واقع شده بود گرفته بقتل آوردند و مراد نام برادر كوچكتر او را پادشاه كرده بودند اراده تسخير عراق عرب كه . . . متجاوز بود كه از يد تصرف و اقتدار پادشاه روم بيرون رفته بود و هر چه . . . يكى از خودسران طاغى متصرف بودند گروه حافظ احمد پاشا وزير اعظم را سردار كرده با جنود موفور به اين طرف فرستاده بديار بكر آمده بودند حضرت اعلى شاهى نخست فوجى از افواج قاهره و ملازمان درگاه را از غلام و قورچى و تفنگچى و غير ذلك و امراء آذربايجان بسركردگى عيسى خان قورچى باشى بدفع فتنه موراو مأمور فرمود و فرستادند و چون عسكر منصوره بگرجستان رسيدند موراو نمك حرام و طهمورث و عطا بيك خان بيست هزار كس از سوار و پياده و جنود گرجى جمع آورده بمقابلهء لشكر فيروزى اثر قزلباش درآمدند و فيما بين محاربه و نبرد عظيم واقع شده بنيروى اقبال شكست بر آن طايفه افتاد و قريب هزار پياده و سوار كفره گرجى بتيغ آبدار غازيان ظفر شعار بدار البوار شتافتند موراو گريخته بجانب روم رفت و طهمورث و عطا بيك هر يك در گوشه و كنارى از بيشها و جنگلهاى گرجستان بسر برده حفظ حال خود ميكردند و حافظ احمد پاشا با جنود بيشمار روم باغوا و تحريك موراو مذكور و فتنه اندوزان گرجى از جاى رفته لشكر بر سر دار السلام بغداد كشيدند و باز ياد از يكصد و پنجاه هزار كس بدار السلام رسيده قلعه را احاطه نموده در تسخير آن ساعى گشتند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى همت و الا بدفع اين حادثه عظمى مصروف داشته با وجود آنكه هنوز اكثر عساكر منصور از يورش گرجستان عود ننموده بودند از وفور غيرت لواى جهانگشا بصوب عراق عرب افراخته عساكر ظفر شعار از هر طرف بموكب همايون پيوسته با قريب چهل هزار كس بدار السلام رسيده در كنار آب بهريز لنگر اقامت انداختند و مكررا فيما بين محاربات قوى اتفاق افتاده از اندرون مبارزان قلعه‌وار به پشت گرمى جنود اقبال و از بيرون ملازمان شجاعت شعار ركاب اقدس با آن لشكر بيشمار كارزار مىنمودند و روميه توپها بقلعه نصب نموده در ويرانى بروج و لوازم قلعه گيرى اهتمام نموده مكرر يورشهاى عظيم كرده تا آنكه مدت محاصره به نه ماه كشيده و روميه
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1115 | اسكندر بيگ تركمان / ايرج افشار