تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1109

مساهمون:

ص١١٠٩

مقالهء دهم در شكفته طبعى و تعارف احوال عالم و طبقات امم

بعد از فراغ از مشاغل امور سلطنت و جهاندارى و مهمات ضرورى كارخانهء خلافت و داد دهى اوقات شريف را به نشاط و شادمانى گذرانيده همواره بزم جوى و مجلس آرا بوده باقتضاى نشأ جوانى و تحريك آرايندگان بزم كامرانى از تجرع باده خوشگوار و صحبت گلرخان سيم عذار كامستان بوده چمن حيات و زندگانى را خضرت و طراوت مىافزايند ، اين شيوه را با كمال فراست و آگاهى جمع نموده لحظهء از تدابير امور مملكت دارى و حفظ مراتب مهام سلطنت غافل نبوده جزوى و كلى و نقير و قطمير آنچه در ممالك ايران بل عرصه جهان سانح مىشود گويا بر ضمير منيرش پرتو ظهور مىاندازد و منهيان گماشته‌اند كه از كماهى حالات خبر ميدهند چنانچه كسى را قدرت آن نيست كه در منزل خود با متعلقان حرفى كه نتوان گفت بگويد و دغدغهء آن هست كه بمسامع جلال رسد و مكررا اين معنى سمت ظهور يافته و از احوال پادشاهان ربع مسكون از مسلم و غير مسلم و كيفيت و كميت لشكر و دين و آئين و مملكت ايشان و طرق و مسالك هر ديار و خرابى و آبادانى هر ولايت كما هو حقه واقف و آشنا بوده طرح آشنائى با اكثر سلاطين عالم انداخته پادشاهان اطراف از اقصى فرنك و روس و هند با آن حضرت در مقام الفت و دوستى بوده محبتش در دلهاى خاص و عام از دوست و دشمن و آشنا و بيگانه وطن دارد ، هرگز درگاه سدره اشتباهش از آمد شد ايلچيان سلاطين و تحف و هدايا و ربع مسكون خالى نيست و آنچه در زمان خجسته نشان آن حضرت در اين امر وقوع يافته در زمان آباء و اجداد عاليمقدارش كمتر بظهور آمده و آنحضرت را با هر طبقه آميزش خاصى است و باكثر لغات متعارف و غير متعارف عالم بوده بهر طايفه بلغت آن طايفه تكلم ميفرمايند و باشعار فارسى دانا بوده شعر را خوب ميفهمند و تصرفات مىنمايند و گاهى بنظم اشعار زبان ميگشايند و در موسيقى و علم ادوار و قول و عمل سرآمد روزگاراند و بعضى از تصنيفات آن حضرت در ميانه ارباب طرب مشهور و معروفست و زبان زد اهل ساز ، و لطايف و ظرايف رنگين و سخنان دلپذير شيرين از آن حضرت بر سبيل ظرافت و خوش طبعى بسيار سر مىزند .