آمده بود و راغب بمصالحه گشته از جانبين ايلچيان سخندان آمد شد نموده بقاعدهء زمان شاه جنت مكان تمهيد يافت چون والى گرجستان لوارصاب و طهمورث كه از منسوبان اين دودمان ولايت نشانند عصيان بظهور آوردند تنبه و تأديب كفره كرج بر ذمت همت شاهانه لازم گشته به نيت غزا و جهاد لشكر بگرجستان كشيدند و لوارصاب و پسران طهمورث بدست درآمده بجزا رسيدند خود بجانب باشى آچوق گريخته پناه بحكام گرجيان تابع روم برده چند گاه مصالحه نااستوار روميان با فساد او و بعضى از طاغيان شيروان اختلال پذيرفت و از طهمورث بعد از معاودت موكب همايون بىانداميها باهل اسلام واقع شده ديگر باره لواى غزا و جهاد افراخته لشكر به آن ديار كشيدند و از كفره گرجى ولايت طهمورث را بتيغ انتقام گذرانيده زياده از يكصد هزار نسا و صبيان آن طايفه بقيد اسر درآمده شرف اسلام دريافتند و از وفور جمعيت ولايت او را خراب ويران گردانيده در آن ديار از صامت و ناطق نشان نماند شيوهء كفر و ناقوس منكوس گرديد مجملا دود از آن دودمان برآوردند طهمورث آوارهء ديار ادبار شد و روميه نقض عهد كرده لشكر عظيم بسردارى محمد پاشا وزير اعظم مشهور به اكوز محمد بر سر قزلباش فرستاده بايروان آمده دو ماه قلعه ايروان را محاصره نموده مكرر يورشهاى عظيم كردند و از دست برد افواج قاهره و مردانگى اهل قلعه و جلادتهاى ملازمان موكب اقبال كه روميه را آسوده تميگذاشتند كارى نساخته خايب و خاسر بازگرديدند و چندين هزار لشكريان ايشان نابود گشته سرداران معتبر روميه قتيل گشتند و از تاريخ جلوس همايون عباسى تا تحرير اين صحيفه كه مطابق سنهء خمس و عشرين و الف و يك قرن سعادت اقترانست از فرماندهى آن حضرت قضاياى مذكوره بنوعى كه بتحرير پيوست و قرن اول در جلد ثانى در جابجا مسطور است بظهور پيوسته و از آغاز قرن ثانى زمان آن حضرت بنوعى كه در مقصد ثانى جلد دوم مرقوم گشته آنچه روى داده بود در ثانى الحال ضميمهء اين ديباچه اقبال گردانيده رقم پذير كلك صحايف نگار گرديد . مجملا چون روميه نقض عهد را داشته بعد از استحكام بنيان معاهده و پيمان لشكر بديار عجم كشيده بىنيل مطلوب از ايروان بازگشتند به آن اكتفا نكرده جانى بيك گراى خان پادشاه قراقرم قبيله تاتار را بمعاونت طلب نموده در سبع عشرين و الف ديگر باره جنود موفور از ممالك روم و مصر و شام و اكراد سرحد جمع آورده بسردارى خليل پاشا وزير اعظم و بيست هزار جنود تاتار و جانى بيك گراى مذكور بر سر قزلباش فرستادند و موكب همايون خسرو آفاق از عراق استقبال آن گروه انبوه در دار الارشاد اردبيل اقامت فرمودند و افواج قاهره را بسردارى قرچقاى خان سپهسالار لشكر ايران بمقابله ايشان فرستادند و فيما بين عساكر منصوره و پنجاه هزار رومى و تاتار كه بسردارى حسن پاشا بيگلربيگى ارز روم و جانى بيك گراى تاتار كه بولايت سراب آمده بودند در اين طرف عقبه شبلى صفوف نبرد آراسته گشته محاربهء عظيم بوقوع پيوست و بامداد جنود غيبى شكست بر سپاه مخالف افتاد . حسن پاشا سردار با پاشايان معتبر كشته گرديده جمعى كثير از ميرزادهاى تاتار با اكراد بيشمار بقتل درآمده جانى بيك گراى زخمدار بيرون رفت . خليل پاشا از وقوع اين ملال سراسيمه گشته استدعاى صلح سابق كرد و ديگر باره ايلچيان و خير انديشان از طرفين آمد شد نموده مجددا مصالحه وقوع يافت و چون ولايت قندهار و زمين داور از خراسان به تصرف فرمان فرماى ممالك هندوستان درآمد بنابر دوستى قديم كه فيما بين واقع بود هر چند دوستانه تكليف بازگشتن كردند بتغافل گذرانيدند زياده مسامحه در ميزان حميت شاهانه سنجيده نمود در سنه يكهزار و سى لشكر به آن ولايت كشيده قندهار و زمين داور از تصرف شاه سليم بن جلال الدين اكبر فرمانفرماى هندوستان درآوردند و همچنين ولايت عراق عرب نيز كه هميشه در تصرف پادشاهان ايران بوده در زمان خاقان بن
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1114
مساهمون: اسكندر بيگ تركمان
ص١١١٤