تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧

مقالهء هشتم در بىتعينى و درويش نهادى و بىتكلفيهاى آن حضرت و جمعيت ضدين

اين شهريار كامكار بر خلاف قاعدهء اهل روزگار آب و آتش را به يكديگر امتزاج داده ، ضدين را با هم جمع نموده‌اند . چنانچه كمال حدت طبع و آتش مزاجى و قهارى و عظمت و شكوه و جلال و پادشاهى با نهايت ملايمت و هموارى و درويش نهادى و بىتعينى جمع كرده‌اند
هست يكسان برش ز خوش كيشى * تخت شاهى و نطع درويشى
در هنگام ملايمت و كوچك دلى چنان بىتكلفانه و مخصوصانه بمردم اهل و ندما و ملازمان و غير ذلك خصوصيت و آميزش مىنمايد كه گويا ياران و برادران يكديگرند و در ساير احوال بتخصيص در حالت قهارى و عظمت و سطوت و جلال بنوعى آثار غضب از ناصيهء همايونش لامع ميگردد كه همان مردم كه همصحبت و انيس و جليس بودند و يارانه و برادرانه و بىتكلفانه سلوك مىنمودند حد و ياراى آن ندارند كه حرف بىنسبت كه مشعر بر اندك دليرى و جرأت و سوء ادب باشد بر زبان آرند و امرا و سلاطين بلكه ظرفا و ندما نيز جرأت تكلم و حرف زدن معقول ندارند تا به غير آن چه رسد و اين هر دو شيوه را با يكديگر جمع كرده بر طاق بلندى نهاده‌اند . بيت
گهى در تواضع چو اهل سلوك * گهى از تف قهر سوزد ملوك
ز راه تكلف كشيده عنان * ز كبر و منى گشته دامن فشان
بعجب و تكبر ندارد سرى * از آنست بر عالمش برترى