مقالهء پنجم در عدل پيرائى و امنيت طرق و ترفيه حال عباد
چون معظم امور سلطنت استقامت مملكت و امنيت طرق است و در ممالك ايران اين شيوه مفقود گشته ، تردد و آمد و شد خلايق بغايت دشوار شده بود آن حضرت در بدايت حال متوجه رفع اين اختلال گشته تحقيق كردند كه در هر ولايتى معظم قاطعان طريق چه جماعتاند ، همت بر افنا و اعدام اين طبقه گماشته در اندك زمانى اكثر سرداران اين گروه را بحسن سعى و تدبير بدست آوردند بعضى را كه در ميانهء ايشان از اين قبيل بيدولتان بودند رأى دوربينش مصلحت انديشى كرده از سياست ايشان گذشته بملاطفات گوناگون مطمئن خاطر ساختند و ايشان در ازاء اين عطوفت و جانبخشى در مقام خدمتكارى و استرضاء خاطر اشرف درآمده راه خطا را گذاشته بمسلك انقياد و فرمان پذيرى درآمدند و بعضى ديگر را بىملاحظه بشحنهء سياست سپرده خلايق را از شر آن طايفه آسودگى بخشودند و اين معنى موجب امنيت طرق گشته تجار و سوداگران از اطراف و اكناف عالم بممالك محروسه تردد و آمد و شد آغاز نهادند و هميشه ترفيه حال رعايا نصب العين ضمير انور بوده نيت حق طويتش مصروف بر آنست كه خلايق و عباد الله در زمان دولت ابد مقرونش در مهاد امن و امان آسوده بوده دست تعدى كه باعث تشويش خاطر خلق الله بود از ممالك كوتاه فرمودند ، و از وجوهات ديوانى تخفيفات كلى برعايا دادهاند :
اولا وجوه سر گله عراق كه قريب بپانزده هزار تومان عراقى مىشود بمردم آن ولايت عنايت فرموده سكنهء آن ملك را كه وسط معمورهء ايران و مقر سلطنت ابد بنيان است به اين عطيه عظمى از مردم ساير بلاد امتياز بخشيدند ، و ديگر در ماه مبارك رمضان كل شيعيان ممالك را از تكاليف ديوانى معاف فرموده مال يك ماهه و احداث جمعى ممالك را كه از قرار عمل ديوانيان قريب به بيست هزار تومان ميشد برعايا تصدق نمودند كه در آن ماه مبارك كه ايام طاعت و عبادتست از خواست و طلب ديوانيان فارغ بال بوده بوظائف بندگى معبود حقيقى قيام نمايند ، و همواره طبع شريف آن حضرت مايل آنست كه احوال اهل فقر از عنا و تنگدستى بثروت و غنا تبديل يافته عموم خلايق كه در قلمرو همايونند صاحب مكنت بوده از رنج تهى دستى رهائى يابند و جمعى از اشراف و اعيان كه بتصاريف زمان پريشان حال گرديدهاند مساعده و رأس المال از سركار خاصه شريفه بطريق حسنه دادهاند كه سرمايهء كسب معيشت كرده برفاه حال روزگار گذرانند و مشغول الذمه بديون رباخواران خسران مآل نباشند و مكررا مبلغهاى كلى بر سبيل مساعده بجمعى از شيعيان فقير الحال و ارباب عقيدت و اخلاص دادهاند در ثانى الحال تصدق فرموده از ثواب آن دو حسنه بهرهمند گرديدهاند و آنچه تا حين تحرير كتابت ظهور يافته مرقوم شد و بمدلول اين بيت كه :
بيت
الهى چو بر نيتش آگهى * چو نيت بخيرست خيرش دهى
اميد بكرم الهى آنكه سالهاى بيشمار بر مسند فرماندهى متمكن بوده بديگر خيرات و مبرات و مرضيات الهى موفق گردد .