تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
اقامت نميدانستند قرار تفأل دادند و بكلام مجيد تفأل فرمودند نيك نيامد چون آن حضرت مايل سير شكار آنجا بسيار بودند روزى چند توقف فرمودند كه ديگر باره مشورت نمايند در اين مرتبه بد نيامد عزم جزم فرمودند بنا بر ضعف و نقاهت قرار يافت كه بتأنى طى مسافت شده دوازده مرحله را بيست و چهار روز طى نمايند اما بعد از بيرون آمدن قزوين از غايت شوق بسير متنزهات آن ولايت و اقامت منازل دلگشا دوازده مرحله را از سوارى بادپايان صبا رفتار در هشت نه روز طى فرموده روز دهم داخل بلدهء طيبهء اشرف شدند و چند روز در كمال عافيت و خوشدلى گذراينده گاهى در روزهاى وعده تب به قدر تغييرى در مزاج و حرارتى در بدن احساس ميفرمودند و بدستور متوجه سرانجام مهام ضروريه دولت و سير و شكار ميشدند و در آن اوقات گاهى آن حضرت سخنانى كه مشعر بر بيوفائى دهر و بىثباتى دنياى دون و دلگيرى از مشاغل روزگار بود بر زبان گهر فشان [ 756 ] ميگذشت و رؤياى صادقه ميديدند كه خود تعبير آن را انتقال از عالم فانى بسراى باقى مىنمودند .

توجه خاطر گماشتن بتربيت شاهزادهء عالميان ابوالنصر سام ميرزا و تفويض ولى العهدى به آن شهزادهء عالى مكان

در آن ايام چون بنور ولايت و ارشاد پرتو انگيز ضمير انور شده بود كه عنقريب از اين دار فانى رفتنى و به زودى از اين وحشت سرا گذشتنى است ارادهء خاطر عاطرش بدان متعلق گشت كه نوباوهء رياض دولت نهال چمن آراى طايفهء سلطنت شهزادهء جوانبخت كامكار يادگار شاهزادهء سعيد مغفور نامدار كوكب جهان امروز سپهر شهريارى بدر منير فلك جلالت و بختيارى زيبندهء افسر كيانى برازندهء تاج خسروانى خلف دودمان صفوى سلالهء خاندان علوى منظور انظار عنايات يزدانى مؤيد بتأييدات سبحانى ابو النصر سام ميرزا خلف ارجمند شهزاده مغفرت نشان رضوان مقام صفى ميرزا نور مضجعه را كه عمر گراميش بدامان ابد پيوسته باد هيجده مرحله طى كرده آغاز رشد و تميز است و در دار السلطنهء صفاهان نشو و نما يافته چند نفر از معتمدان ذكور و اناث حسب الامر اشرف بلوازم خدمت و پرستارى آن شهزادهء كامكار ستوده اطوار قيام داشتند بحضور اقدس آورند كه من بعد در ظل تربيت و اشفاق شاهانه بسر برده برتبهء وليعهدى معزز گردانند چون شيوه و شعار حسنهء آن حضرت بود كه در امور جزئيه بكلام مجيد ربانى تفأل فرموده بيمشورت و فرمان الهى شروع در هيچ امرى نمىفرمودند در اين امر مبارك ميمون كه از امور معظمات امور دين و دولت است مشورت لازم دانسته مولانا محمد تقى ولد مولانا مظفر منجم جنابدى كه از زمرهء منجمان خاصهء شريفه و امين و معتمد بود بدين امر مأمور فرموده نزد مولانا مراد مازندرانى كه از افاضل و اتقياى آنديار است فرستادند كه مشورت نمايند . مولاناى مذكور تفأل نموده اين آيهء كريمه برآمده بود كه
أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ
از مدلول آيهء كريمه ظاهر شد كه ارادهء خاطر اشرف بسيار مبارك و ميمونست ليكن در باب آوردن از صفاهان در آيهء كريمه اشاره بصبر و سكون بود و حضرت علام الغيوب ،
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1075 | اسكندر بيگ تركمان / ايرج افشار