خواتين معظمه و پرده نشينان سرادق اقبال از واهمهء وقوع اينواقعه هايله با ديدهء گريان و سينهء سوزان لحظهء از ناله و افغان نميآسودند اركان دولت و مقربان بساط عزت از بيم اين مصيبت مدهوشوار سرمايه عقل از دست داده در باديهء حيرانى سرگردان و از تصور اين قضيه جانگداز
ارتحال شاه جنت مكان شاه عباس طاب ثراه از دنيا
بر خويش ترسان و لرزان بودند تا آنكه در تاريخ شب پنجشنبه بيست و چهارم شهر جمادى الاولى حال بر آن حضرت متغير گشته آثار موت از بشرهء همايون لايح گرديد هنگام طلوع صبح داعى حق را لبيك اجابت گفته طاير روح پر فتوحش از قفس بدن پرواز نموده بعالم قدس شتافت .
چگويم كه در آن وقت بر حاضران آن مقام چه رفت و بر مقربان بساط عزت چه گذشت حجله نشينان سرادق جلال با سينهاى چاك چاك و دلهاى غمناك بناله و زارى درآمده با لباس سياه خاك بر سر افشاندن آغاز نهادند آئين سوگوارى در عالم تازه گشت اندوه بيشمار بدلهاى خلايق راه يافته استقامت از طبايع دورى گزيد و چرا چنين نباشد آفتابى بود عالمتاب كه عالميان در سايهء معدلتش آسوده بودند در معرض كسوف و زوال آمد اخترى بود درخشنده و نورانى كه پرتو امنيت و عافيت بر عالم انداخته بود از اوج كمال بحضيض و بال رسيد آسمان كه بر وفق مرادش دوران مينمود هر صبح از اين مصيبت سينه چاك مىزند ماه و سال كه در زمان دولتش بخوشى و خرمى گذران بود در حجاب ظلمانى اندوه متوارى گشتند .
عقلاء در اين مصيبت جز شكيبائى چارهء نديده دست در عروة الوثقى انما يوفى الصابرون اجرهم به غير جسآ زدند اركان دولت قاهره سيما عيسى خان قورچى باشى و اعتماد الدوله خليفه سلطان كه هر دو بشرف مصاهرت آن حضرت سرافرازى دارند و زينل خان ايشيك آقاسى باشى شاملو و ساير اعيان كه در پايهء سرير سلطنت مصير بودند متوجه امور دولت گشته خواص و عوام را از وليعهدى شاهزادهء عالميان آگاه گردانيدند جميع خلفاء و صوفيان و مريدان و معتقدان اين دودمان ولايت نشان كه در پايهء سرير اعلى بودند فرمان مرشد كامل را بجان و دل پذيرفته بقدم اخلاص و انقياد پيش آمدند و وثيقهء در باب تفويض ولايت عهد و سلطنت و پادشاهى آن نوباوهء بوستان اقبال كه نشانهء از آن اشارت با بشارت بوده باشد در قلم آورده عيسى خان و زينل خان و جميع اعيان و طالبان سلسلهء عليه صفويه چنانچه وثيق پير مريدى اين سلسلهء است تلقى باذعان كرده بخطوط و مهور مسجل گردانيده مصحوب محبعلى بيك لله مشهورا كه از سفيد ريشان معتمد اين درگاه است بدار السلطنهء اصفهان به خدمت شاه و شاهزادهء جهانيان فرستادند و در اين مصيبت عظمى كه روى داده ديده و دل را بدين بيت مشهور تسلى دادند :
بيت
كه گر نوروز سلطانى رفت بر باد * گل صد برك سورى را بقا باد
للّه الحمد و المنه خلفى بيادگار گذاشت كه آئين جهاندارى از طلعت همايونش پيدا و آثار جهانبانى از ناصيهء اقبالت هويداست .