بارداده نوازشات خسروانه بظهور آوردند و تغافل [ 755 ] در امداد او از مروت جبلى دور دانسته بنابر - نظام سلسلهء ظاهر در مقام امداد درآمده چند نفر از امراء صاحب تقصير سيما محمد قليخان زياد اغلى و پيكر خان ايكرمى دورت ديوست سلطان حاكم گسكر با گروهى از متجنده بجانب ارز روم تعيين فرمودند كه داخل قلعه شده باتفاق ابازه بتدارك مافات در مراسم قلعه دارى كوشند و قورچى باشى نيز با عساكر نصرت نشان از سلطانيه بجانب آذربايجان نهضت نموده هر گونه معاونت اتفاق افتد بظهور آوردند اما تا رسيدن امراء مذكور خسرو پاشا بپاى قلعه رسيده ابازه محصور گرديده بود و قورچى باشى و عساكر منصوره تا دار السلطنهء تبريز رفتند خسرو پاشا با ابازه بمدارا سلوك نموده او را مستمال گردانيده بايلى و انقياد پادشاه روم دعوت كرد و قسم ياد نمود كه او را از تعرض ينكچريان نگاه داشته نگذارد كه بهيچوجه ضرر و آسيب جانى به او رسد و او نيز بمصالحه راغب گشته بيرون آمده سردار را ملاقات كرد و خسرو پاشا دربارهء او با ينكچيرى آقاسى مناقشه نموده ابازه را در حوزه حمايت خود در - آورده او را مصحوب خود گردانيده بجانب استنبول عود نموده اصلا متعرض محال متعلقهء باينطرف نگرديد بنابراين از امراء عظام يوسف سلطان بمحارست قلعهء آخسقه و سردارى تفنگچيان مأمور گشته ديگران بمقام خود بازآمدند قورچى باشى و عساكر منصوره نيز در دار السلطنهء تبريز عود نموده قورچى باشى بملازمت اشرف رسيده ساير امراء عساكر بمنازل و اوطان .
توجه نمودن امام قليخان بتسخير ولايت بصره : از تاريخى كه عراق عرب بحيطهء تسخير و تصرف اولياء قاهره درآمده هميشه فتح و تسخير ولايت بصره كه از يكطرف بعراق عرب و از طرف ديگر بولايت خوزستان و فارس قلمرو همايون پيوسته پيشنهاد همت و الا بود فى الحقيقة تابع بغداد است .
در اينسال امضاى آن عزيمت در خاطر انور رسوخ يافته امام قليخان بيگلربيگى فارس بتسخير ولايت مذكور مأمور گشته با عساكر فارس روانهء دار السلام بغداد گرديد كه از راه كنار دجله به مقصد شتافته و جمعى از تفنگچيان ركاب اشرف كه در بغداد بودند و امراء و حكام لرستان و كردستان و آن حدود بهمراهى او مأمور گرديدند و خان مشار اليه با جنود وافره بعظمت و شوكت متكاثره روانهء مقصد گشته اعراب آن حوالى از روى اطاعت و انقياد پيش آمده متقبل خدمات لايقه شدند و جناب خانى انعام و احسان بيشمار و خلع فاخره و تشريفات و تنسوقات هر ديار در آن راه بذل فرموده چون بولايت بصره رسيد اكثر مردم آن ولايت باطاعت و انقياد راغب گشتند و روميه در قلعه متحصن گشته حرف استيمان در ميان داشتند كه از قضاى آسمانى واقعهء ناگزير نواب گيتى ستانى روى داده خبر رسيد موجب تزلزل خاطر قزلباش گشته جناب خانى نيز صلاح در توقف نديده چون تسخير آن ولايت در اين اوقات رقم پذير كلك تقدير نشده بود و معاودت جناب خانى اتفاق افتاده و آن اراده در عقدهء تعويق ماند .
از سوانح آنكه شير خان افغان كه حاكم پوشنك و حدود قندهار است به قصد سعادت بوسى و ادراك ملازمت بدرگاه عرش اشتباه و چند گاه اقبال مثال ملازم ركاب اشرف بود در دار السلطنهء قزوين بانجاح مطالب و مرام او پرداخته زياده از مأمول بشفقتهاى گوناگون و نوازشات بىاندازه سرافراز گشته با خلع فاخره و انعامات وافره رخصت انصراف يافته روانهء ديار خود شد و در امنيت راه هندوستان و حسن سلوك با تجار و مترددين سفارشات بليغ فرمودند ضعف مزاج اقدس كه از امتداد تب ربع و تحمل شديد آن كوفت ازدياد پذيرفته بود اندكى زايل گشته روى بانحطاط آورده بود عود مينمود و اما گاهى چند روز تخلف ميكرد و گاهى از ارتكاب امور نامناسب و مآكل و مشارب متضاده و نقاهت باقى بود كه عزم توجه بقشلاق مازندران فرمودند اطباء هواى آنجا را به جهت رطوبت مناسب
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1074
مساهمون: اسكندر بيگ تركمان
ص١٠٧٤