پايمال نوايب رستهاند و بركات طاعات موجب سعت ارزاق و اقوات و علّت دفع نوازل و آفات شده .
و از آن تاريخ كه ملك مصر از بنى ايّوب به مماليك چركس « 1 » انتقال يافت و بلاد شام و حلب تا به حدود فرات و بحريات و دمياط « 2 » تا به حدود بلاد حبشه و جزاير افرنج « 3 » در حيطهء تسخير ايشان درآمد و علاوهء « 4 » آن ، بعد از انقراض عهد خلفاى بنى عبّاس « 5 » خدمت حرمين شريفين - كرّمهما اللّه تعالى حقّ التّكريم و عظّمهما غاية التّعظيم - ايشان را ميسّر شد ، شوكتى « 6 » عظيم يافتند و عدّت و اسباب وافر جمع نمودند . و چون از سطوات و بأس چنگيز « 7 » خان و اولاد [ او ] اكثر بلاد اسلام خراب شد ، مدينة السّلام بغداد كه قبّة الاسلام و مجمع عبّاد و دار الخلافة نبوى ( 96 - ر ) و مثار احكام شرايع مصطفوى بود با خاك برابر گشته « 8 » و فى الجمله ، در جملهء بلاد اسلام معمورهاى نماند كه فرسودهء اقدام آن كفّار لئام نشد .
و بعد از فتح بغداد ، هلاكو خان پسر خود را با لشكر بىشمار از كفّار به جانب حلب و شام فرستاد « 9 » ، و آن ملاعين از هتك و فتك و تخريب حصون در بلاد شام دقيقهاى فرو گذاشت نكردند و عازم آن بودند كه مصر را همچو شام و بغداد از بنياد بر اندازند و نعوذ باللّه از اسلام و ايمان در جهان نام و نشان نگذارند ؛ لطف بىچون كه حفظ شريعت را به حكم كريمهء :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
[ 15 / 9 ] تكفّل فرموده ، آن مناجيس را به واسطهء سطوت و شوكت ملك الأشرف ، ملك مصر در عرصهء « 10 » هلاك و بوار افكند [ و ] پسر هلاكو را با اكثر امرا و لشكر در دام هلاك كشيدند و از ايشان جز اندك نفرى كه خبر اين نفرت را به هلاكو رسانيدند از آن ورطه روى نجات [ نديدند ] « 11 » ، چنانچه تواريخ به ذكر تفاصيل خذلان آن مخاذيل ناطق است . به واسطهء اين فتح نامدار كه
هامش
( 1 ) .P: چركسى .
( 2 ) .F: داميات .
( 3 ) .KP: فرنج .
( 4 ) .P: ندارد ،K: علاوه + بر .
( 5 ) .P: عباسّيه .
( 6 ) .F: شوكت
( 7 ) .P: چنكيس .
( 8 ) .P: گشت .
( 9 ) .P: فرستاده .
( 10 ) .F: عرضه
( 11 ) .F: ديدند ،P: ديدهاند .