تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كرد ! و سيد اسد اللّه را بكشتى نشانده چون بيرون بردند فرمود با فرزندش به سارى بردند و آنجا بند برنهادند . چون اين خبر به سيد حسن رسيد ، هرچند آنچه شد به اغواى او شد اما اعتماد نكرد و آمل را بگذاشت و به ولايت چلاو رفت . سيد زين العابدين به آمل آمد و آنچه از آن سيد اسد اللّه بود . مجموع به سارى فرستاد . و به نزد سيد حسن بفرستاد كه آمل را به تو دادم و من اينست كه رفتم . سوار شد و به صوب بارفروش ده نهضت نمود . سيد حسن به آمل درآمد . و به حكومت مشغول گشت . و سيد ابراهيم در رستمدار به غربت و كربت اوقات مىگذرانيد .