چون حضرت سيد كامكار امير محمد از آنجا كه كمال عنايت و مرحمت است دستگيرى اين فقير نمودهاند ، و مسكن و موطن انعام و اكرام فرمودهاند ، چون آغرق و بنه بدين ولايت رسانيده آيد مصدع اوقات همايون گشته به تشرف خدمت و ملازمت مستعد مىشود .
در اين اثنا خبر رسانيدند كه سيد مرتضى بر سيد على آملى بىعنايتى كرده او را از آمل اخراج كرده است ! و سيد على به تنكابن باز به همان قريهء زاغسرا تشريف آوردهاند ، و آمل را باز به سيد قوام الدين داده قرار كردند كه : هر سال چهل هزار تنگهء مضروب مسكو كه جهت تتمهء مال پادشاهى به عمال سارى برساند .
سيد نصير الدين با خدام حضرت كاركيا امير سيد محمد مشاورت فرمود كه : چون قضيه بدين منوال شد و مخلص جهت آوردن اطفال متوجه گرجيان است اگر واقع شود و به اتفاق سيد على آملى شايد به مازندران دستبردى زدن صلاح باشد ! اجابت خواهد بود يا نه ؟ فرمود كه : خوش باشد ! سعى در جميع مهامّ دينى و دنياوى مطلوب است ، شايد كه تقدير موقوف سعى و تدبير باشد . چون در آن باب اجازت حاصل شد روانهء گرجيان گشته همينجا براى اتمام عمارت موكلان بازداشتند .
گفتار در توجه نمودن سيد نصير الدين و سيد على آملى به صوب مازندران و محاربهء وازى مال
چون سيد نصير الدين به گرجيان آمد ، سيد على يكى را به عذرخواهى بسيار بفرستاد كه : من از روى شما شرمندهام كه دو نوبت كار شما به من تعلق گرفت ، و هيچ وقت آنچه طريقهء مروت بود از من سمت حضور نيافت . اما آن از جهت رعايت عهد و ميثاق بود - كه به حضور شما با سيد مرتضى به ميان رفته بود - اكنون چون خلاف عهد از جانب ايشان شد ، شكر خداى تعالى كه به درگاه ايزدى شرمنده نيستم ، توقع آنكه از گذشته ياد نكرده بيايى تا متوجه آمل گرديم . و اين نوبت كه به آمل رويم ،