تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
بود ، دختر سيد قوام الدين آملى را جهت فرزند او ملك كاوس نامزد كرده بودند . و نمارستاق و ديلارستاق و تريته رستاق - كه قصبهء كوهستان مازندران است - به دو داده و لارجان را هم اجازت داده كه از دست كياضماندار از جهت خود بستاند . و چون ستانده باشد سيد على متعرّض آن نشود . فيما بين طريقهء محبت كما ينبغى مسلوك بود . ملك گيومرث بلا تكليف جهت سيد مرتضى بيعت كرد ، و سوگند بخورد كه تا مادامى كه سيد مرتضى با او خلاف نكند ، او نيز در جادهء موافقت مستقيم باشد و چون عهود و مواثيق را فيما بين سادات آمل و سيد مرتضى محكم گردانيد ، سيد نصير الدين معاودت كرد ، و سيد مرتضى جانب او را معزز و مكرم گردانيد ، و از آنچه سيد على در حق او رعايت مىنمود ، بيش از اين به تقديم رسانيد . چون سيد على را برادر كهتر بود ، و سيد مرتضى را عم و مهتر ؛ و با همديگر به نوعى به سر مىبردند ، كه در طريق موافقت مزيدى بر آن متصور نبود . از مخصوصان يكى را به پايهء سرير اعلى به هرات با تحف و هدايا فرستادند . و توقع حكم مازندران را به اسم سيد مرتضى نمودند از جانب پادشاه نيز رسم عزا پرسش نمودند ؛ اما حكم مازندران ندادند و مال مازندران توقع فرمودند !

گفتار در ذكر سبب مخالفت پدر مرحوم حقير سيد نصير الدين با سيد مرتضى - عليه الرحمة

چون سال به اواخر سنهء هشتصد و بيست و يك رسيد ، و سيد مرتضى را نوكرى بود : اسكندر روزافزون نام و اين اسكندر اصلا از رودبار نور است . و او خدمت سيد غياث الدين مىكرد . و از طفوليت پروردهء نعمت او بود . و سيد غياث الدين او را معزز مىداشتى . با سيد مشاراليه كفران نعمت كرده سيد را گذاشته بود و به سارى آمده و به خدمت سيد مرتضى مشغول گشته ، و در زمان حيات سيد على ، سيد مرتضى او را پنهان رعايت مىكرد ! چه سيد على بدان راضى نبود كه او را سيد مرتضى نگاه