گفتار از هرات بيرون آمدن صاحبقران اعظم با اسكندر شيخى به عزم يورش هفت ساله و در هنگام مراجعت ياغى شدن اسكندر و كفران نعمت كردن
چون حضرت صاحبقران در تاريخ سنهء هشتصد و دو به عزم يورش هفت ساله عازم عراقين در آذربايجان و روم و شام شد ، اسكندر شيخى نيز همراه گشت . و حضرت اعلى هميشه به او تلطّف مىنمود ، و عنايت مبذول مىداشت . و انواع نوازشها مىنمود .
و از خبث طينت او - كه موروثى و مكتسب بود - عجب از آنكه فكر نمىكردند .
غالبا بر مصداق « ارباب الدول ملهمون » بر ضمير منير روشن بوده باشد . اما به سبب مصالح امور دنيوى ، تجاهل العارف مىكردند .
چون به سعادت از تسخير ممالك مذكوره ، خاطر آسوده گشت ، و توجه به قشلاق قراباق فرمودند ، اسكندر را اسب و خلعت بخشيده اجازت عود به جانب آمل شد . چون اسكندر به فيروزكوه رسيد ، آنچه در جبلّت او مركوز و مستور بود ، اظهار