به ظهور مىرسانند ، و خلاف عهد را بادى گشتند ، اگر اجازت باشد ما نيز با ايشان طريق انتقام مسلوك نماييم ؟
حضرت سيد اين مشورت را با پدر بزرگوار خود گفت ، فرمودند كه : ملوك رستمدار از آنچه با فقراء و صلحاء كردند ، درويشان ما نيز در مقام انتقام آيند . و مرا مشوّش اوقاتند و نصايح و مواعظى كه گفته مىشود ، تسلّى نمىيابد . اكنون به هرچه صلاح شما مىدانيد بر آن موجب قيام نماييد كه حقّ تعالى موافق است .
گفتار در سبب تسخير مملكت رستمدار و چگونگى حالات كه در آن زمان واقع شد
سيّد اعظم سيد رضى الدين نزد ملك معظّم ملك قباد - كه در آن حين ايالت رستمدار در تحت تصرّف او بود - فرستاد كه ما را با شما طريق محبّت و يك جهتى در ميان است و از جانب ما هيچ چيزى كه خلاف عهد باشد ، به ظهور نرسيده است . اما از شما با اين خانواده هرچند نظر كرده مىشود صفاى طويّت و حسن عقيدت مشاهده نمىافتد . و روزبهروز هرچه به ظهور مىرسد خلاف عهد است . مثلا وقتى كه ما متوجه تسخير سوادكوه و فيروزكوه بوديم و مدد طلب نموديم ، هيچ التفات بر آن نرفت . ديگر آنكه مردم آن ولايت را كه ارادت برضاى حق تعالى جستن غالب مىآيد در لباس فقر در مىآيند . چون شما مردم مسلمان و دين داريد لازم آن است كه در تقويت آنها سعى فرماييد به خلاف آن مشاهده مىرود ، بلكه چند نفر را ايذاء كرده بىحرمتى فرموديد كردن . و اين معنى موجب خلاف عهد و دوستى است . و اگر بعد از اين آنچه نشانهء محبّت و ولاجويى است از شما ظاهر نگردد گناه از طرف ما و درويشان نخواهد بود و فقراء و صلحاء در مقام انتقام قدم نهند .