تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
هستند كه به مدد سادات مازندرانى آمده‌اند و او سيد امامت شعار مكرمت آثار است كه سادات مازندران را پشت و استنطهار به بركت ايشان قوى گشته . چون اين سخن را كيا جلال متمير بشنيد ، با وجود عقل و كياست خود دانست كه سادات مازندران از فرمودهء ايشان تجاوز نخواهند كرد . چون عقل به دولت رهنمونى كرد ، كيا جلال يكى از مخصوصان خود را بيرون فرستاد كه اگر سيد متعهّد و متضمّن اموال اهل قلعه مىشود كه آسيب به ما وارد نشود ، بيرون مىآييم و قلعه را مىسپاريم . اين سخن را چون به حضرت سيد قوام الدين رسانيدند فرمود كه با سيد جمال الدين مىبايد گفت كه : تا چه ميفرمايد ، و چه در دل دارد . اگر مىدانيد كه وفا بر عهد مىتوانيد كرد با حضرت سيد على كيا بگويم تا بر موجب ارادت اصحاب قلعه عهد بكند . و اگر در خاطر داشته باشيد خود حضرت سيد را تصديع دادن و عهد نمودن مناسب نخواهد بود . چون اين سخن را به سيد كمال الدين رسانيدند فرمود حاشا كه عهدى با كس كنيم و در خاطر خلاف آن را راه داده باشيم ، به تخصيص عهدى كه به دست يك چنين سيد سعادت شعار كرده باشند . چون به حضرت سيد قوام الدين سخن فرزندان را رسانيدند ، نزد سيد على كيا فرستاد كه : اكنون مكرمت فرموده با اصحاب قلعه عهد بكنيد ، كه اموال و دماى ايشان محفوظ و مصون خواهد بود . و با ايشان طريق عنايت مرعى خواهد گشت . من كه با سيد كمال گفت و شنيد كرده‌ام . چون سيد على كيا دانست كه خلاف آن نخواهد كرد ، به پاى قلعه با نايبان و برادران تشريف بردند ، و با اصحاب قلعه بيعت كرد . ايشان چون چنين ديدند در قلعه باز كردند و كيا جلال متمير در عقب سيد امامت پناهى نزد حضرت سيد قوام الدين آمد . و سيد او را تقبّل داده كس همراه كرد و نزد سيد كمال الدين فرستاد . و سفارش او نمود . سيد كمال الدين جانب كيا جلال را مقرّر فرموده اشارت كرد كه هرچه در قلعه
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 203 | سيد ظهير الدين مرعشى / محمد حسين تسبيحى