تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
چون بهار درآيد به تسخير قلعهء فيروزكوه اقدام خواهد رفت . و چون حق تعالى شأنه نظر عنايت شامل حال بندگان گردانيده است ، اميد كه فتح آن قلعه نيز بلاتعب ميسر گردد . چون فرستاده پيغام رسانيد ، كيا جلال جواب داد كه اكنون چون به سعادت معاودت فرمودند ، و فصل خزان است تا فصل بهار بشود و رايات نصرت آيات بدين مقام تشريف ارزانى فرمايند هرچه اشارت باشد همچنان به تقديم رسانيده مىآيد . و يقين كه هرجا كه عنايت الهى رفيق و قرين گردد ، سعى و كوشش بندگان ضعيف مقدار به جايى نخواهد رسيد . و قاصد را خدمت كرده روانه ساخت . چون فصل بهار درآمد و طرف كوهستان از برف و يخ مفتوح گشت ، باز حضرت سيد كمال الدين از سارى با لشكر گران روان گشت و متوجّه فيروزكوه شد . و سيد رضى الدين نيز با برادران و لشكر آمل به متابعت روان گشتند . و روزى چند در آن كوه‌پايها جهت ضبط و نسق بعضى از متمرّدان و فضولان مشغول شدند . چون آفتاب به برج جوزا نقل نمود ، به پاى قلعهء فيروزكوه تشريف فرمودند . و بنياد محاصره كردند به حدى كه مور را مجال دانه بردن نبود . و ولايت فيروزكوه را به تحت تصرف درآورده و مردم آن بقاع را به انواع احسان و مكرمت مستمال ساخته ، آثار عدل و انصاف ظاهر نمودند . و چندان با كيا جلال نصايح و مواعظ مىگفتند قبول نمىكرد و مهلت مىخواست ، و عذرها مىگفت . اما هر روز از قلعه خوان فرمان مىداد و پيشكش‌ها بيرون مىفرستاد و وعده‌ها مىداد . چون باز فصل خزان درآمد و هوا خنك شد ، و بودن چنان لشكر گران در آن موضع تعذّر داشت ؛ جمعى را با لشكر زمستانى و علوفه و عليق جهت محاصره تعين فرموده معاودت فرمودند . و هركسى به مقر سلطنت خود متمكّن گشت . و عدل و دادگسترى را شعار و دثار خود ساخته با ملوك رستمدار بنياد دوستى و يك‌جهتى كردند و رسل و رسايل روانه ساختند . و هدايا و تحف به حكم تهادّوا و تحابّوا از جانبين