گفتار در شنيدن سيد قوام الدين - عليه الرحمه - خبر هائله را و با ساير فرزندان حاضر شدن و دفن كردن سيد عبد الله را
چون خبر اين حركت شنيع به سمع مبارك حضرت سيد تأييد شعارى رسيد ، فرمود تا فرزندان جزع و فزع نكنند . و خود سوار گشته با فرزندان و درويشان حاضر گشتند و سيد عبد اللّه را به دستور شهداء با پيراهن و لباس خونآلود دفن كردند . بعد حضرت سيد فرزندان را عزاى برادر سعيد شهيد گفتند و فرمودند : او خود با شهداى كربلا همعنان گشته . اكنون كار ديگر و تدبير مناسبترى جز انتقام نيست و بايد اقدام به انتقام نمود .
گفتار در مشغول شدن سيادتمآبى سيد كمال الدين به انتقام برادر خود
چون از تكفين و تجهيز سيد عبد الله فارغ گشتند ، سيد كمال الدين با برادر خود سيد رضى الدين گفت كه صلاح چنان مىنمايد كه شما در آمل متمكّن و مستقلّ بنشينيد و به طلب منافقان و مخالفان و دوستداران چلاوى - كه در اطراف و اكناف آمل پنهانند - مشغول شويد . و بعضى از لشكر آمل را با برادر ارشد سيد فخر الدين همراه گردانيده بفرستيد تا من انتقام برادر مرحوم سيد عبد الله را از ايشان بخواهم . سيد رضى الدين اطاعت كرده اكثر اهالى آمل را به سيد فخر الدين سپرده و ساير برادران را نيز همراه گردانيده نزد سيد كمال الدين فرستاد .
سيد نيز درويشان و متابعان خود را جمع كرده روى به دفع جلاليان نهاد و كيا فخر الدين جلال به اتّفاق كياوشتاسف نيز لشكر سارى را جمع كرده به مقابله و