چهارپا را عبور بر آن متعذّر مىگردد .
چون كيا افراسياب با عظمت و جبروت صف آراسته و مبارز خواست و بدان موضع رسيد ، درويشان از جاى خود نجنبيدند . و چندان تحمّل نمودند كه بر ايشان تير باران كردند . چون ديدند كه شروع از ايشان شد دست سعادت در قبضهء كمان شجاعت زده به يك حمله چنان تيرباران كردند و سواران ايشان پاى در گل بماند ، و اول تير بر سينهء پركينهء كياافراسياب برآمد و از اسب درافتاد و شربت فنا نوش كرد ! و سه نفر فرزندان او نيز مقتول گشتند !
چون اركان دولت او آنچنان ديدند هزيمت نمودند ، و فرار بر قرار اختيار كرده بگريختند ، و تا شهر آمل درويشان و اولاد سيد در عقب مىتاختند و هركه را در راه مىيافتند سر از تن مىانداختند . و آن عورت كه پرچين به دور زراعت پنبهء خود كرده بود جلالكمار مىگفتند كه فرزندش را جلالك نام بود . و اكنون در مازندران محاربهء جلالك مار پرچين شهرت دارد . و چون افراسياب چلاوى به زور و قوّت و شوكت و عظمت خود مغرور گشته بود و سيّد را بسيار اعتبار نكرد ، بديد آنچه ديد !
مبادا كس به زور خويش مغرور * كه مغرورى كلاه از سر كند دور
در ذكر كميّت اولاد و اعقاب كيا افراسياب و چگونگى آن و مآل كار ايشان
كيا افراسياب را هشت نفر فرزند بودند ، چنان كه ذكر رفت .
اوّل - از همه بزرگتر كيا سيف الدين بود كه به علّت قولنج بمرد . و از او عقب نماند .
دوم - كيا حسن كيا بود ، و او را در محاربهء جلالك مار پرچين با پدر به قتل آوردند . و اينها - كه ذو الملكند و فيروزكوه در تصرّف ايشان است - از نبيرههاى اويند .