تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
سيّد پر علم و تحقيق و غوّاص درّ بحر عميق شيخ شمس الدين محمد صديق ، و او مريد شيخ عارف عامل شيخ عيسى كامل ، و او مريد آن قطب اوتاد شيخ محمد عبّاد ، و او مريد شيخ اعظم شيخ آدم قدسى ، و او مريد بندهء ملك غفور شيخ جمال الدين طيفور ، و او مريد شيخ العارفين شيخ بايزيد بسطامى عليه و عليهم الرحمة و الغفران ؛ و درياى معرفتش شبنمى از قلزم زخّار حضرت امام جعفر صادق - عليه السّلام - بود . چون اكثر مردم مازندران در آن زمان به لباس عصيان از فسق و فجور ملبّس بودند ، و شيطان به حكم آيهء شريفهء :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 1 » ايشان را در تيه ظلمت نفسانى و بيداى هواى شهوانى سرگردان كرده بود . كيا افرسياب چلابى - كه در آن وقت از جمله بزرگان و شجاعان مازندران بود - به سپهسالارى ملك فخر الدوله حسن اشتغال داشت . و خواهرش در حبالهء زوجيهء ملك مرحوم بود . با ملك و پادشاه خود غدر كرده - چنان‌كه قبل از اين ذكر رفت - به قتل آورد ، و خود به مسند حكومت و ايالت آمل بنشست و هنوز اوايل حكومت او بود و قلعهء فيروزكوه را كيا جلال متمير حاكم و سردار بوده است . و او مرد اصل به شجاعت و سخاوت در مازندران مشهور و معروف و مطيع و مطاع ملك سعيد شهيد بوده است . و به سبب قتل ملك ، با كيا افراسياب در مقام انتقام سلوك مىنمود . و افراسياب چند نوبت به جهت تسخير قلعهء فيروزكوه با لشكر آمل رفته بود . و نتوانست قلعه را مستخلص گردانيدن ، و يك نوبت كه با او محاربه كرد و كيا جلال متمير را منهزم ساخت . و كياى مذكور به قلعه متحصّن گشت . دربارهء انهزام او افراسياب را شعر طبرى مىباشد :
ادى من به ويمه لشكرگاه بديمه * ليران اژدها ره بدمها كشيمه شى دشمن ره وابسته بيان بديمه * اوى من شماى بوزين به ويمه
هامش
( 1 ) - قرآن كريم : سورهء 38 ( الزمر ) آيهء 82 و 83 مكية .