اين فقير تا امروز بر چهگونه گذشت ؟ و امروز مدّت دوماه باشد كه فقير به سبزوار مقام دارد . و اكثر مردم ولايت خراسان پيش فقير آمد و شد كردند ، و نمودند كه خرابى و غارت و قتل به جايى رسيد كه به دفع آن به سعى هرچه تمامتر مىبايد برخاستن ، و نوعى مىبايد كردن كه ظلم مرتفع گردد . و اين فتنه و آشوب فرو نشيند كه جان و مال و اهل و عيال جمله مسلمانان در معرض تلف و رسوايى است .
اين ضعيف جواب همهء جماعت چنين گفت كه : من هرگز پيشوايى و مقتدايى اهل دنيا نكردهام و نخواهم كرد . اين معنى با پيشوايان دين و دنيا مىبايد گفت .
اگر ايشان به سعى و جهد برخيزند ، اين ضعيف نيز در سعى و مددكارى يكى باشد از جمله مسلمانان .
اكنون امير وجيه الدين مسعود سربدال و اتباع او مىگويند كه هرچه بهبود مسلمانان و مسلمانى باشد بدان قيام خواهيم نمود ، هر طايفه از مردم كه با ما سخن حق گويند خواهيم شنيد . دربند صلاح مسلمانيم و تمامت مشايخ و سادات و پيشوايان بدين مهمّ اتّفاق كردهاند كه اين ظلم فرو نشيند و طلب صلاح و استخلاص مسلمانان واجب است ، و اين ضعيف به اتّفاق در مصاحبت ائمّهء مشايخ و سادات و پيشوايان به التماس امير وجيه الدين مسعود بر عزيمت نيشابور به جهت اين مهمّ تا بدين مقام آمد .
مكتوبى به حضرت امير بزرگ ارغونشاه مشتمل بدين معنى - كه آنجا تقديم افتاد - ارسال كرده ، اگر بر سخن اين ضعيف اتفاق نمايند و دست از فتنه و آشوبانگيختن و خونريختن باز دارند كه بر وجهى قرار گيرد كه بعد اليوم همهء جماعت مسلمانان در مقامهاى خود ايمن و ساكن گردند ، و اگر از آن طرف بر وجهى ديگر خواهد بود ، لا شكّ محاربهء عظيم متوقّع است كه تمامى خلق در شور آمدهاند ، و بىطاقت شده ، و صورت حال اين است كه باز نموده شد . باقى شكّ نيست كه از آن اميرزاده در غايت كياست و فراست است . و هرگز اين فقير به امرونهى دنياوى هيچ آفريدهيى مشغول نبوده و نخواهد بود .
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص١٦٩