و هردو لشكر چون دو درياى موّاج در محل [ ى ] موسوم به خاك على « 1 » ، كه از حومه قزوين است ، بههم رسيدند وصف مبارزت و مجادلت از دو طرف آماده گشت . نخست حضرت صاحبقران نامدار سروبر همايون را به خود پولادى و جوشن داوودى و ساير اسلحه بياراست و شمشير جهانگشا را كه از جدّ و پدر به يادگار داشت ، زيب ميان كرده « 2 » وجود شريفش از پاى تا سر در درياى آهن و پولاد غوطهور گرديد . در آرايش لشكر و قرار تيپ و تعيين [ 30 ] ميمنه و ميسره « 3 » و قلب جناح ، راضى بتدابير امرا نگشت و خود - متوكلا على الله - پاى شجاعت و مردانگى در ميدان مبارزت و فرزانگى نهاد و لشكر قيامت اثر را پنج تيپ ترتيب داد . ميمنه را به وجود حسين قلى خان برادر مزين ساخت و در نگاهدارى ميسره سليمان خان نظام الدوله را بنواخت . در جناحين ، محمد ولى خان قوانلو و جان محمد خان دولو را برگماشت و خود چون قلب ، كه شهريار قالب است ، در قلب آرام « 4 » گرفت .
صادق خان ديو سيرت افعى سريرت نيز ، قشون نكبت نمون خود را كه چون فوج غراب و خيل ذباب بودند « 5 » پانزده تيپ كرده ، هريك را به يكى از اقوام و عشيره خود سپرد و خويشتن چون پلنگى جسور كه بر روى شير ژيان پنجه گشايد ، در برابر صاحبقران شيرگير در قلب جنود نامسعود خويش قرار گرفت . از دو طرف دو لشكر به حركت درآمدند و سفراى تير و تفنگ آمدورفت نمود . شور روز محشر برخاست و هر دليرى در صفى هنگامه آراست . تيغها از نيام آخته شد و سرها چون گوى در ميدان انداخته ؛ دليران را كف بر دهان و چين بر جبين و شيران را تير از تركش و دست از آستين برآمد . سيلاب بلا بالا گرفت و يغماگر اجل ، از كشور جان كالا ربود . اگرچه در اول وهله « 6 » ميسره دشمن بر ميمنه لشكر دشمنشكن حملهور گرديد و سفها را گمان اينكه ميمنه از هم خواهد پاشيد ، ولى به اشاره خسرو دريادل ، كه در آن معركه تكيه به يارى خداوند و طالع فيروزمند داشت ، حسين قلى خان از ميمنه سمند جلادت به ميدان مجادلت راند . از ميسره نيز سليمان خان قاجار دامان پردلى افشاند . ساير تيپهاى لشكر
هامش
( 1 ) . واقع در جنوب غربى شريفآباد قزوين
( 2 ) . مجلس : « كرد و »
( 3 ) . چپ و راست سپاه
( 4 ) . مجلس : « قرار »
( 5 ) . ملّى : - « بودند »
( 6 ) . ملّى : « وحله »