تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
گذاشت :
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »
« 1 » .

ذكر عزيمت شاهنشاه دشمن‌شكن به دفع صادق خان پرنفاق و شكست آن مردود عاق از تائيدات حضرت قاسم الارزاق

از مؤيدات طالع بىزوال خسرو بىهمال « 2 » آنكه ، محمد ولى خان قوانلوى قاجار كه با جمعى از قشون ركابى مأمور به محافظت مشهد مقدس رضوى بود ، بعد از استماع قضيه هائله سلطان شهيد از آن‌جا حركت و در دار الخلافه شرفياب ركاب فيروز گرديد . امنيان دولت قاهره در بدايت عروج بر مدارج سرورى ، به ملاحظات عقل دورانديش ، مصلحت در حركت ذات اقدس نمىديدند و تعيين سروران معتبر را با قشونى بىمر « 3 » بهتر مىپسنديدند . شاهنشاه دورانديش ، كه مشكل فردا را امروز نكرد و راه دشوار را به مدد قدم همت به آسانى سپرد ، بر خلاف رأى امنا ، مصلحت در عزيمت خويش ديده قاصد تهيه و تدارك گرديد . قشون غارت‌زدهء اردوى سلطان شهيد را از بخشش اسب و اسلحه و وجوه مواجب و علوفه گران‌بار ساخت و نخست به سبب اصرار قزوينيان به تهيه عزيمت پرداخت . در ابتدا حسين خان قاجار قزوينى قوللر آقاسى « 4 » را به جهت اطمينان خاطر اهالى آن سامان با سواره و پياده نامعدود به منقلاى جنود ظفر نمود ، روانه فرمود و خود در روز هشتم شهر صفر المظفر با لشكرى بىحدومرّ و توپخانه و زنبوركخانه صاعقه اثر و فرّ كيقبادى و شكوه كيخسروى از دار الخلافه طهران عزيمت نمود . از آن طرف ، صادق خان بدنژاد با معادل بيست و پنجهزار ابطال رجال ، كه از قشون آذربايجان و خمسه و غيره انعقاد داده بود ، از حوالى قلعه قزوين قدم جسارت پيشتر نهاد
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 26 ( 2 ) . بىهمتا ، بىمانند ( 3 ) . بىشمار ( 4 ) . واژه‌اى است تركى به معناى : رئيس غلامان ، سركار خاصه شريفه ؛ به تعبير تذكرة الملوك : « قوللران به كليه سلاح‌ها كه خاص قورچيان بود ، مجهز بودند » . قوللر آقاسى فرمانده اين قوللران بود و به عنوان فرمانده سپاه ايران هم از او ياد شده است .