تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
بدون تمهيد مقدمه سر گفتگوهاى لاطائل « 1 » را برداشت . حرفش همه از شركت در سلطنت بود و بس [ 28 ] ، بلكه خود را بالاصاله منظور داشت و ديگر هيچكس . چون ديدهء باطنش خفاش‌وار در برابر آفتاب دولت پايدار بىنور بود تا ظهر و باطن را يكسان سازد ، او را از دو ديده نابينا كردند و حسب الامر الاعلى در بلدهء بارفروش گوشه‌نشينى اختيار كرد تا در سنه يكهزار و دويست و چهل روى به ديار آخرت آورد - اللهم اغفره .
هامش
( 1 ) . بيهوده