يازده روز ، بيست و چهار منزل راه طى شد و توسن خلاف دشمنان باد پيمايى گرديد . در منزل قم طوايف اخلاج « 1 » پياده و غيره به ركاب همايونش پيوستند و دل بر خدمت و جانفاشانى بستند . در منزل كناره گرد ، كه از قراء بلوك خار « 2 » و ، در شش فرسخى طهران واقع است ، حسين قلى خان و حاجى ابراهيم خان و ديگر امرا شرف تقبيل آستاننواز « 3 » را دريافتند و هريك فراخور احوال از وفور مراحم شاهنشاه بىهمال به وادى مباهات شتافتند و هم در منزل مزبور به عرض خسرو عدالت دستور رسيد كه على قلى خان برادر سلطان سعيد در قريه « على شاه عوض » شهريار طنبور مخالفت را ساز داده و به اميد آرزوى دراز ايستاده است . بعد از ورود موكب مسعود به زاويه مقدسه حضرت عبد العظيم نوّاب حسين قلى خان به سبب احترام على قلى خان مأمور آمد كه او را خواهى نخواهى طوعا ام كرها به دار الخلافه حاضر سازد .
در روز دوشنبه چهارم شهر صفر المظفر ، به طالعى كه منجمين اخترشناس ساعتى سعيدتر از آن نشان نمىدادند ، به دولت و كامرانى و عزت و شادمانى با شوكت جمشيدى و صولت كيانى وارد مستقر خلافت و حكمرانى گرديد و به سبب عهدى كه در دار العلم شيراز ، مكنون ضمير فيض تخميرش شده بود كه : « تا قاتلين عمّ بزرگوار را به دست نيارد و ايشان را به ساير متمردان « 4 » دولت به دست شحنه سياست نسپارد ، به امرى كه از لوازم جلوس بر تخت دارايى است ، نپردازد و در دولتخانه سلطنت منزل نسازد » ؛ لهذا در دولتخانه قديم خويش ، كه در جنب سراى همايون است ، نزول فرمود . ملكه آفاق ، يعنى والده معظمه آن خسرو با اشفاق ، به ملاقات پسر بلند اختر با وفاق پاى عزيمت و اشتياق گشود . به فاصله يك [ ى ] دو روز على قلى خان را به اكراه و اجبار آوردند و در همان ساعت ورود حركتى ناپسند ازو صادر شد كه از همه كار مرفوع الاختيارش « 5 » كردند . تبيين اين مقال آنكه ، بعد از ورود او به ايوان خلافت در حضور صاحبقران معدلت آيت ، با چكمه و اسباب سوارى وارد گشته بدون تعظيم و سلام بر روى دستانداز تالار نشسته ، پا را بر روى پاى ديگر انداخته ، شمشير را بر سر زانو گذاشت و
هامش
( 1 ) . جمع خلج : ايل خلج كه در اطراف ساوه ساكن بودند .
( 2 ) . گرمسار و ايوانكى فعلى
( 3 ) . مجلس : « راستاننواز »
( 4 ) . سركشان
( 5 ) . بر كنار نمودند