لمؤلفه :
بقاى تو ز فناى جهان چه غم دارد * تو باش باقى ، گيرم كه اين جهان فانى است
بالجمله سلطان سعيد فرزند رشيد را چون جان در بركشيده بنواخت و مانند جانش از بدن جدا ساخت .
بعد از احسان ، خلعت مهر طلعت وليعهدى دولت ابد آيت ، آن يك ، سمند عزم را به جانب مملكت آذربايجان جولان داد [ 23 ] و اين يك شاهباز حزم را به هواى كشور فارس در طيران آورد : « الليلة حبلى » . « 1 »
ذكر شتافتن سلطان سعيد به آذربايجان و فتح قلعه شوشى و اختتام كار آن حضرت از ظلم سپهر آبنوسى
در بهار سال نكبت مآل ئيلان ئيل « 2 » تركى مطابق سنه يكهزار و دويست و يازده ، سلطان سعيد پس از تفويض منصب وليعهدى شاهنشاه صاحبقران و مأمور داشتن او به صوب مملكت فارس به عزم انتظام مهام آذربايجان و تنبيه سركشان و تدمير متمردان و اتمام كار ابراهيم خليل خان جوانشير ، رايات ظفر آيات را به آن صوب شقهگشا نمود و از شاهزادگان عظام ، نوّاب عباس ميرزا و محمد قلى ميرزا و حسين على ميرزا و حسين قلى خان برادرزاده ، و از امراى عاليمقدار ، نظام الدوله سليمان خان قاجار و بعضى از امراى دربار را مأمور التزام ركاب نصرت شعار فرمود ، در چمن سلطانيه ترتيب شكارى جرگه داد و اين حركت بر او ميمون نيفتاد . پس از آن با عزمى صرصر كردار به اندك روزى وارد آن ديار خلد آثار گرديد . ابراهيم خان ، به تصور اينكه راه عبور بر آن صرصر غيور بسته دارد ، سدهاى سديد دو رودخانهء كر « 3 » و ارس را درهم شكست و
هامش
( 1 ) . شب آبستن حادثه است .
( 2 ) . واژهاى است تركى به معناى سال مار ؛ ملّى : « پيلان پيل »
( 3 ) . رود كورا در شمال ارس .