از مؤلف طلب فرمود ، اين قطعه عرض شده ، موقع قبول يافت :
تاريخ
نادر كه شد ضرب المثل هم بىبدل هم بد عمل * مقتول از تيغ اجل آمد بهار و رفت دى
از خاورى جويا ملك تاريخ قتل و شاهىاش * فى الفور جستم خامه و بردم « 1 » به سوى هردو پى
از اين دو لخت آيد برون سال جلوس و قتل او * نادر شه افشار بد ، نادر شه افشار طى « 2 »
ذكر عزيمت سلطان شهيد به مملكت آذربايجان و احضار صاحبقران كشورستان از شيراز و تفويض منصب وليعهدى دولت جاويد طراز
سلطان سعيد شهيد را بعد از مراجعت از سفر خراسان هواى استخلاص ولايت ارمن و گرفتارى خان شوشى ، ابراهيم خليل خان حاكم قراباغ ، كه تا آن زمان از باده مخالفت تردماغ بود ، افتاد و به مفاد « الملوك ملهمون » ملهم غيب ، آيهء وافى هداية
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
« 3 » را به گوش هوشش فرو خوانده از وفور فراست و دانايى دريافت كه هر بقايى را فنايى لازم است و هر ثباتى را زوالى جازم ؛ روزگار ناپايدار غدار است و سپهر غدار ناپايدار . از فرط دوربينى و مآل انديشى ، حفظ بنيان سلطنت و حراست ايوان خلافت و ايمنى رعيت و سپاه و نگاهدارى تخت و كلاه ، خورشيدوار از مطلع خاطر انورش سر بر زد و به احضار شاهنشاه صاحبقران از دار العلم شيراز فرمان داد . پس از وصول موكب آن برازنده ديهيم سرورى ، حضرتش را زياده از سابق نوازشى به سزا
هامش
( 1 ) . مجلس : - « بردم »
( 2 ) . در ذيل ماده تاريخ « نادر شه افشار بد » در نسخهء ملّى عدد 1148 و در ذيل « نادر شه افشار طى » عدد 1161 به چشم مىخورد .
( 3 ) . سوره الرحمن ، آيه 26 .