تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
صاحبقران قلعه‌گشا ، جمعى از معارف آن ولايت را با پيشكش‌هاى فراوان و ماليات ديوان قدر بنيان به صوب اردوى اعلى روان و خود بعد از انتظام امور آن سامان ، در دهم شهر محرم الحرام سنه يكهزار و دويست و هشت ، به ركاب ظفر عنان برگشت و در دوازدهم شهر صفر المظفر ، عرصهء دار الخلافه را از يمن ورود سلطان فردوس مكان و خاقان صاحبقران ، پايه از فردوس برين درگذشت و بفاصله روزى چند رايات ظفر آيات را به ولايت گرگان و تنبيه تركمانان يموت و كوكلان حركت داد و از خون آن گروه نكبت ثروه « 1 » رودى ديگر در كنار رود گرگان بنا نهاد و پس از وفور نهب و غارت و قتل بىنهايت كله منارها از رئوس منحوس ايشان ترتيب داده و جمعى از معارف را به صيغه گروگان با كوچ و متعلقان برداشته عازم مقر خلافت شد . خانوارهاى گروگان تركمانان را در ارك معلى در همسايگى دولت‌سرا منزل داد و جيره و جامه ساليان از براى ايشان بنا نهاد . عزيمت ديار خراسان داشت كه خبر طغيان لطفعلى خان در كرمان و مخالفت كرمانيان به سمع اشرف رسيد . اولا صاحبقران كشورگير را به منقلاى موكب ظفر تأثير با جمعى از دلاوران شير نظير نامزد كرد و خود پس از آن متوكلا على الله روى به راه آورد جناب حاجى ابراهيم خان شيرازى بيگلر بيگى مملكت فارس كه بعد از خبر طغيان لطفعلى خان به ملاحظات عقل دورانديش ، احضار به ركاب نصرت كيش شده بود ، در منزل پل دلّاك قم ، جبهه « 2 » بر خاك حضور پر نور سود و در همان روز ورود به منصب جليل وزارت اعظم و لقب نبيل اعتماد الدولگى سرافراز و بلافاصله ، عقاب رايات ظفر به صوب مقصود در پرواز آمد . قلعه كرمان را پس از ورود محصور و حضرت صاحبقران منصور را به خرابى حول‌وحوش تسخير قلاع خارجه مأمور ساخت و بعد از انقضاى مدت پنج ماه به يورش غازيان غيور ، قلعهء به آن استحكام را مفتوح و كوس فيروزى بنواخت . سه روز متوالى به قتل و اسر اهالى فرمان داد و لطفعلى خان به‌سمت سيستان پاى گريز برگشاد . در قلعه بم ، محمد على بيك نامى كلانتر آن ولايت ، اسب نامىاش را كه معروف به قران بود ، پى كرد و او را با دستان بسته به درگاه كى آورد . بعد از كورى روانه طهران و از آن‌جا به عدم
هامش
( 1 ) . مجلس : « نكبت‌پژوه » ( 2 ) . پيشانى